موسوعة الإمام الخميني 47 (سرّ الصلوة) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢٦ - مقدمه آيت اللّه جوادى آملى

شود مگر از سه راه (منفصله مانعة الخلو): يكم راه وحى؛ يعنى بدون هرگونه حجاب. دوم از پشت حجاب؛ خواه حجاب شجر، چنانكه درباره موسى كليم عليه السلام واقع شد خواه در حجاب‌هاى ديگر. سوم از راه فرستادن پيك. و مقتضاى تقابل اين راه‌ها آن است كه قسم اول بدون حجاب باشد؛ همان طورى كه درباره نزول برخى از آيات قرآنى آمده كه شفاهاً دريافت شد، مانند دو آيه پايانى سوره «بقره» [١]. بنابراين، حضور بدون حجاب و خطاب بى‌پرده و شهود بى‌حاجب ميسر بلكه واقع شده است، پس ذات حق مشهود و در نتيجه معبود مى‌شود.

پاسخ اين سؤال آن است كه «حجاب» مانند اضافه دو قسم است: قسم اول، حجاب بين دو چيز؛ همانند اضافه بين دو چيز. قسم دوم، حجاب يك‌طرفه؛ مانند «اضافه اشراقىِ» يك طرفه كه شى‌ء سومى در وسط حاجب نيست، بلكه خود شى‌ء در اثر داشتن تعين محدود در حجاب است، يعنى همان تعين او حجاب مى‌شود. و در آيه مورد استشهاد گرچه مقتضاى تقابل راه‌هاى ياد شده آن است كه وحى بدون حجاب باشد، ليكن خود وحى در اثر تعينِ خاصِ به خود حاجب است؛ چه اين‌كه گيرنده وحى در اثر محدوديت مخصوص به خود محجوب مى‌شود؛ وگرنه در اين حال بيگانه‌اى وجود ندارد تا حاجب گردد، بلكه تعين هر چيزى حجاب همان شى‌ء است. لذا سالك فانى در بوته فناء هم محجوب است، چون تعين او باقى است گرچه مرئى او نيست. بنابراين، محدوده سريابى نماز به كنه ذات خدا راه ندارد، و بايد آن را در اسماء و صفات جستجو نمود. و چون ذات حق بسيط محض است، نمى‌توان گفت: انسانِ سالك ذات خداوند را به مقدار خود مشاهده مى‌كند؛ همين كه سخن از «حد» به‌


[١] تفسير القمّي، ج ١، ص ٩٥.