موسوعة الإمام الخميني 47 (سرّ الصلوة) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢٧ - مقدمه آيت اللّه جوادى آملى

ميان آمد، پرده اسماء و اوصاف آويخته مى‌گردد: «لايدركه بُعد الهمم ولا يناله غوص الفطن» [١]. اوصاف الهى گرچه اكتناه‌پذير نيست، ولى تعيّن‌پذير است؛ ولى ذات حق هويتِ مطلقه لاتعيّنِ صرف است، نه وجود «بشرط لا»؛ همان طورى كه حضرت امام (ره) در شرح دعاى سحر به آن اشاره كرده‌اند [٢].

و اساس نماز بر «تسبيح» و «تنزيه» ذات حق شروع مى‌شود، و به آن نيز ختم مى‌گردد؛ زيرا گذشته از تسبيح‌هاى فراوان كه در ركوع و سجود و ركعت‌هاى سوم و چهارم، ادا مى‌شود، بيشترين ذكرى كه به عنوان افتتاح و به عنوان مقارن و همراه، و سپس به عنوان تعقيب نماز، گفته مى‌شود همانا «تكبير» است. و «تكبير» گرچه نشانه «جمال» حق است، ولى «جلال» الهى در آن مستتر است؛ زيرا خود «تكبير» عين «تنزيه» است؛ چون معناى «اللَّه اكبر» اين نيست كه خداوند بزرگ‌تر از اشياء ديگر است، بلكه معنايش اين است كه خداوند بزرگ‌تر از توصيف است، گرچه به وصف كبريايى مطلق باشد. و اين بزرگداشت از «توصيف» همان تنزيهى است كه از آيه‌ سُبْحانَ رَبِّكَ رَبِّ الْعِزَّةِ عَمَّا يَصِفُونَ‌ [٣] استفاده مى‌شود. و چون از اذان و اقامه و تكبيرهاى هفت‌گانه افتتاحى گرفته تا تكبيرهاى سه گانه تعقيب نماز خداوند تنزيه مى‌شود، لذا نماز به نوبه خود «تسبيح» خواهد بود؛ و از اين جهت از آيه‌ وَ اذْكُرْ رَبَّكَ كَثِيراً وَ سَبِّحْ بِالْعَشِيِّ وَ الْإِبْكارِ [٤] و آيه‌ فَسُبْحانَ اللَّهِ حِينَ تُمْسُونَ وَ حِينَ تُصْبِحُونَ‌ [٥] دستور به نماز


[١] نهج البلاغة، ص ٣٩، خطبه اول.

[٢] شرح دعاء السحر، ص ١٢٦.

[٣] الصافّات (٣٧): ١٨٠.

[٤] آل عمران (٣): ٤١.

[٥] الروم (٣٠): ١٧.