موسوعة الإمام الخميني 47 (سرّ الصلوة) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤٠
حيله شيطانى است كه از هر طريق سدّ راه حق كند.
هيچگاه به خود و عمل خود به چشم رضا منگر كه اولياى خُلّص چنين بودند و خود را لا شىء مىديدند؛ و گاهى حسنات خود را از سيّئات مىشمردند.
پسرم! هر چه مقام معرفت بالا رود، احساس ناچيزى غير او- جلّ وعلا- بيشتر شود.
در نماز- اين مرقات وصول الى اللَّه- پس از هر ستايش «تكبير» ى وارد است؛ چنانچه در دخول آن «تكبير» است، كه اشاره به بزرگتر بودن از ستايش است، و لو اعظم آن كه نماز است. و پس از خروج، «تكبيرات» است كه بزرگتر بودن او را از توصيف ذات و صفات و افعال مىرساند. چه مىگويم، كى توصيف كند! و چه توصيف كند! و كى را توصيف، و با چه زبان و چه بيان توصيف كند! كه تمام عالم، از اعلى مراتب وجود تا اسفل سافلين، هيچ است و هر چه هست او است؛ و هيچ از هستى مطلق چه تواند گفت. و اگر نبود امر خداى تعالى و اجازه او- جلّ وعلا- شايد هيچ يك از اولياء سخنى از او نمىگفتند؛ در عين حال كه هر چه هست سخن از او است لا غير، و كس نتواند از ذكر او سرپيچى كند كه هر ذكر ذكر او است: وَ قَضى رَبُّكَ أَلَّا تَعْبُدُوا إِلَّا إِيَّاهُ [١]؛ و إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَ إِيَّاكَ نَسْتَعِينُ [٢] كه شايد از لسان حق خطاب به همه موجودات است. وَ إِنْ مِنْ شَيْءٍ إِلَّا يُسَبِّحُ بِحَمْدِهِ وَ لكِنْ لا تَفْقَهُونَ تَسْبِيحَهُمْ [٣] اين
[١] «پروردگار تو حكم فرموده كه جز او را نپرستيد». (الإسراء (١٧): ٢٣)
[٢] «فقط تو را مىپرستيم و فقط از تو يارى مىطلبيم». (الفاتحة (١): ٥)
[٣] «هيچ چيزى نيست مگر آن كه با حمد و سپاس او تسبيح گويد اما شما تسبيح آنان رانمىفهميد». (الإسراء (١٧): ٤٤)