صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٥١٦ - نامه به آقاى سيد احمد خمينى (اندرزهاى اخلاقى- عرفانى)
است از او- جلّ و علا- مىدانستند و استعانت به هر چيز را استعانت به مبدأ خلقت مىديدند و يك فرقِ بين آنان و ديگران همين است. من و تو و امثال ما با نظر به خلق و استعانت از آنها، از حق تعالى غافل هستيم و آنان استعانت را از او مىدانستند به حسب واقع، گرچه در صورت، استعانت به ابزار و اسباب است، و پيشامدها را از او مىدانستند گرچه در ظاهر نزد ماها غير از آن است. و از اين جهت پيشامدها، هر چند ناگوار به نظر ما باشد، در ذائقه جان آنان گوارا است.
پسرم! براى ماها كه از قافله ابرار عقب هستيم يك نكته دلپذير است و آن چيزى است كه به نظر من شايد در ساختن انسان كه درصدد خود ساختن است دخيل است. بايد توجه كنيم كه منشأ خوش آمد ما از مدح و ثناها و بدآمدنمان از انتقادها و شايعه افكنىها حبّ نفس است كه بزرگترين دام ابليس لعين است. ماها ميل داريم كه ديگران ثناگوى ما باشند گرچه براى ما افعال شايسته و خوبىهاى خيالى را صد چندان جلوه دهند، و درهاى انتقاد- گرچه به حق- براى ما بسته باشد يا به صورت ثناگويى درآيد. از عيبجويىها، نه براى آن كه به ناحق است، افسرده مىشويم و از مدحت و ثناها، نه براى آن كه به حق است، فرحناك مىگرديم. بلكه براى آنكه عيب من است و مدح من نيست، [من] است كه در اينجا و آنجا و همه جا بر ما حاكم است. اگر بخواهى صحّت اين امر را دريابى، اگر امرى كه از تو صادر مىشود عين آن يا بهتر و والاتر از آن از ديگرى، خصوصاً آنها كه همپالكى تو هستند صادر شود و مداحان به مدح او برخيزند براى تو ناگوار است، و بالاتر آنكه اگر عيوب او را به صورت مداحى درآورند، در اين صورت يقين بدان كه دست شيطان و نفس بدتر از او در كار است.
پسرم! چه خوب است به خود تلقين كنى و به باور خود بياورى يك واقعيت را كه مدح مداحان و ثناى ثناجويان چه بسا كه انسان را به هلاكت برساند و از تهذيب دور و دورتر سازد. تأثير سوء ثناى جميل در نفس آلوده ما، مايه بدبختىها و دورافتادگىها از پيشگاه مقدس حق- جلّ و علا- براى ما ضعفاء النفوس خواهد بود. و شايد عيبجويىها و شايعهپراكنىها براى علاج معايب نفسانى ما سودمند باشد كه هست،