صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١٧٠ - عبرت گرفتن از نهضت مشروطيت
اين كسانى كه يك همچو حرفهايى را مىزنند، كه كى خط چه دارد و كى خط چى. بايد به مردم گفت كه اينها دشمنان شمايند كه مىخواهند به شما مطالبى عرضه كنند كه شما را از بعضى مقامات يا از همه دلسرد كنند.
امروز همه مقامات با هم هستند، همه رؤسايى كه در كار هستند، همه اينها با هم هستند و همه براى اسلام دلسوزى مىكنند و براى اسلام حركت مىكنند، خطوط مختلفى ما نداريم در ايران. اينها افترايى است كه دشمنهاى ما و ايادى آنها درست مىكنند. بعد از اينكه مأيوس شدند از قيام مسلحانه، و مأيوس شدند از حمله و از راههاى مختلفى كه تا كنون اعمال كردند، حالا اين هم يك راهى است كه پيش گرفتهاند، كه «حوزه علميه قم» چه مىگويد و حوزه «روحانيت مبارز تهران» چى مىگويد، و رؤسا، فلان رئيس با چند نفر يك راهى دارند، فلان رئيس با چند نفر راه ديگرى دارند، روحانيين هر جا يك مطلبى دارند، در صورتى كه مسائل اين نيست. من مىدانم كه شما خودتان هم مىدانيد اين را، لكن ساده دلها ممكن است كه باور كنند.
عبرت گرفتن از نهضت مشروطيت
تاريخ يك درس عبرت است براى ما. شما وقتى كه تاريخ مشروطيت را بخوانيد مىبينيد كه در مشروطه بعد از اينكه ابتدا پيش رفت، دستهايى آمد و تمام مردم ايران را به دو طبقه تقسيمبندى كرد. نه ايران تنها، از روحانيون بزرگ نجف يك دسته طرفدار مشروطيت، يك دسته دشمن مشروطه، علماى خود ايران يك دسته طرفدار مشروطه، يك دسته مخالف مشروطه. اهل منبر يك دسته بر ضد مشروطه صحبت مىكردند، يك دسته بر ضد استبداد. در هر خانهاى دو تا برادر اگر بودند، مثلا در بسيارى از جاها اين مشروطهاى بود، آن مستبد. و اين يك نقشهاى بود كه نقشه هم تأثير كرد و نگذاشت كه مشروطه به آن طورى كه علماء بزرگ طرحش را ريخته بودند، عملى بشود. به آنجا رساندند كه آنهايى كه مشروطه خواه بودند به دست يك عده كوبيده شدند. تا آنجا كه