صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤٥٦ - نامه به خانم فاطمه طباطبايى (اندرزهاى اخلاقى- عرفانى)
بگير و ملاحظه كن در يك سال در همين امر پيش پا افتاده چه كردى و در پنجاه- شصت سال ديگر چه خواهى كرد و چه مصيبتها براى خود به بار خواهى آورد، در عين حال آن را كوچك مىشمارى، و اين كوچك شمردن از حيلههاى ابليس است كه خداوند به لطف خود ما را همگى از آن مصون دارد.
دخترم! نگاهى كوتاه به آنچه درباره غيبت و آزار مؤمنين و عيبجويى و كشف سرّ آنان و تهمت آنان وارد شده، دلهايى را كه مُهر شيطان بر آنها نخورده مىلرزاند و زندگى را بر انسان تلخ مىكند، اينك براى علاقهاى كه به تو و احمد دارم توصيه مىكنم از آفات شيطانى خصوصاً آفتهاى بسيار زبان خوددارى كنيد و همّت به نگهدارى آن كنيد، البته در آغاز قدرى مشكل است، لكن با عزم و اراده و تفكر در پيامدهاى آن آسان مىشود. از تعبير بسيار [١] تعييركننده قرآن كريم عبرت بگير كه مىفرمايد: وَ لا يَغْتَبْ بَعْضُكُمْ بَعْضاً أَ يُحِبُّ أَحَدُكُمْ أَنْ يَأْكُلَ لَحْمَ أَخِيهِ مَيْتاً. [٢] شايد اخبار از صورت برزخيّه عمل مىدهد و شايد حديثى كه از حضرت سيد الموحدين منقول است در موعظههاى بسيارى كه به نوف البكالى فرموده است اشاره به همين امر باشد به حسب يك احتمال، در آن حديث است كه نوف طلب موعظه كرد از مولا و ايشان فرمودند:
اجْتَنِبِ الْغَيْبَةَ فَإِنَّها إِدامُ كِلابِ النَّارِ، ثُمَّ قالَ: يا نَوْفُ كَذَبَ مَنْ زَعَمَ انَّهُ وُلِدَ مِنْ حَلال وَ هُوَ يَأكُلُ لُحُومَ النَّاسِ بالْغيبَةِ. [٣]
و از رسول خدا- صلى اللَّه عليه و آله و سلم- نقل شده كه فرمود:
وَ هَلْ يَكُبُّ النَّاسَ فِى النَّارِ يَوْمَ الْقيمَةِ إلَّا حَصائِدُ أَلْسِنَتِهمْ. [٤]
از اين حديث و حديثهايى كه كم نيست استفاده مىشود كه جهنم صورت باطنى اعمال ما است.
بارالها! ما را و اين خانمان را و خانوادههاى مربوط به ما را از آفات شيطانى نجات مرحمت فرما و ما را از كسانى كه آزار مسلمانان به زبان و عمل خود نمودهاند قرار مده
[١] عيب چيزى را آشكار كردن و بدى آن را گفتن
[٢] سوره حجرات، آيه ١٢: «غيبت يكديگر نكنيد آيا هيچ يك از شما دوست دارد گوشت برادر مرده خود را بخورد»
[٣] از غيبت بپرهيز كه خورش سگهاى جهنم است، سپس فرمود: اى نوف! دروغ مىگويد كسى كه با غيبت، گوشت مردم را مىخورد و خود را حلال زاده مىداند. بحار الأنوار ٧٢: ٢٤٨/ ١٣
[٤] آيا روز قيامت مردمان را چيزى جز آنچه كه زبانشان درو كرده در آتش مىافكند. اصول كافى ٢: ١١٥/ ٤.