صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢٦٦ - حمايت از متجاوز به بهانه صلح و حقوق بشر!
مىخواهد با هيچ كس نباشد، شما به فشارش مىگذاريد، فشار به اينكه چرا آن طرف نيست يا چرا آن طرف نيستى.
حمايت از متجاوز به بهانه صلح و حقوق بشر!
آن روزى كه خداى نخواسته ايران هم بغلتد در يك طرفى، مسائل حل است، تمام است. ايران گناهش چى هست كه از آن ور صدام هجوم مىكند آن طورى و آن طور جنايات را بر او وارد مىكند و او تودهنى مىخورد، بعدها مىخواهد يك راه ديگرى پيدا بشود. تا آن وقتى كه هجوم مىكرد و مىگفت كه اين مجوسيها را ما مىخواهيم چه بكنيم، ما همه مجوسى بوديم، همه ايران جزو مجوس بودند، همه فارس زبانها يعنى مجوس. تا آن وقتى كه قدرت داشت اين طور بود. آن روزى كه برگشت و تودهنى خورد از مسلمين ايران، از آن روز شروع كرد به اينكه ما همه مسلمانيم، چرا با هم دعوا بكنيم؟ آخر شما آن صفحه صحبتهايشان را پهلوى هم بگذاريد، آن روز مىگويد اينها مجوس هستند، چه، ما مىخواهيم برويم چه بكنيم، بگيريم اينجاها را چه بكنيم اين عربستان، عربستان است بايد ما بياييم چه بكنيم، براى عربستان اسم مىگذارند و نمىدانم اهواز را با «حاى» «حُطّى» مىنويسند و اينها. آن روزى كه هجوم مىكنند آن حرف را مىزنند. امروزى كه تودهنى خوردهاند براى اينكه فرصت پيدا بكنند دوباره هجوم كنند، ادعا مىكنند كه آقا ما صلح طلبيم، هى صلح، صلح، صلح. و اين مجامع عمومى نمىآيند بنشينند بگويند كه آقا تويى كه مىگويى كه صلح، چرا آن طور كردى؟
چرا حمله كردى كه حالا بگويى صلح بكنم؟ اينهائى كه ادعا مىكنند كه ما چه و چه هستيم، در يك محلى يك انفجارى واقع مىشود- همه مردم، مستضعفين دنيا با شما مخالفند- انفجار، همه دنيا هست. در يك محلى يك انفجار واقع مىشود، بعدش صدام ايلام را و اينها را بمباران مىكند! آن وقت در آنجا مىگويند خوب، تلافى درآورده، انتقام گرفته. همين طرفدارهاى حقوق بشر از اين حرفها مىزنند اين دنيا چه وضعى الآن پيدا كرده است؟
اين مسلمانها كه ادعا مىكنند كه ما تابع پيغمبر اكرم هستيم، ما تابع قرآن كريم هستيم، خوب، اين قرآن، بياييد ببينيد اين قرآن چه مىگويد و شما چه مىكنيد. آنها مىبينيد كه