صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣٣٥ - پيام به ملت ايران در پنجمين سالگرد پيروزى انقلاب (ارزيابى شرايط ايران)
چه سخنرانان قبل از خطبهها، جهات مختلف اهميت آن را به ملت گوشزد نموده؛ و خطرات ناشى از سوء جريان آن را كه به سرنوشت ملت و اسلام بستگى دارد با آنان در ميان گذارند. مجلس محلى است كه اكثريت قاطع مسائل مهم كشور بيواسطه يا با واسطه به آن وابسته است. هر چه به سر اين ملت مظلوم در طول زمان، پس از مشروطيت تا دوره آخر انتصابات ستمشاهى آمد، به طور قاطع از مجلسهاى فاسد بود كه ملت در انتخاب نمايندگانش يا هيچ دخالت نداشت، يا دخالت بسيار ناچيزى داشت. روحانيون را يكسره از دخالت بر كنار كردند؛ و با توطئههاى موذيانه و تبليغات مسمومِ مُلهم از غرب، كه توسط روشنفكران و غرب و شرقزدگان خائن يا نفهم صورت مىگرفت، مجلس را در نظر روحانيون و متدينين به گونهاى ساخته بودند كه دخالت در انتخابات از معاصى بزرگ و اعانت به ظلم و كفر بود! و روحانيت بكلى از صحنه خارج شد و به انزوا كشيده شد؛ و دست قلدران و شرق و غربزدگان باز شد؛ و كشور را به آنجا كشاندند كه ديديد و ديديم. مع الأسف امروز هم آن افكار پوسيده در نادرى از معممين بيخبر از دنيا ديده مىشود. در حالى كه اگر در هر شهرى و استانى چند نفر مؤثر افكار، مثل مرحوم مدرس شهيد، را داشتند، مشروطه به طور مشروع و صحيح پيش مىرفت، و قانون اساسى با متمم آن، كه مرحوم حاج شيخ فضل اللَّه [١] در راه آن شهيد شد، دستخوش افكار غربى و دستخوش تصرفاتى كه در آن شد نمىگرديد، و اسلام عزيز و مسلمانان مظلوم ايران آن رنجهاى طاقت فرسا را نمىكشيدند. به دنبال خروج روحانيون، يا به عبارت ديگر، اخراج آنان از صحنه، عموم متدينين، از هر قشرى از اقشار، چه فرهنگى، چه كارگرى، چه ادارى و بازارى و چه غير اينها، نيز از دخالت كناره گرفتند يا بر كنارشان كردند؛ و آن شد كه شد. اكنون ما بايد از آن توطئهها و مفاسدى كه از انزواى متدينين پيش آمد و سيلىاى كه اسلام و مسلمين خوردند عبرت بگيريم؛ و بدانيم و بفهميم كه نظام اسلام و اجراى احكام آسمانى آن و مصالح ملت و كشور اسلامى و حفظ آن از دستبرد اجانب بستگى به
[١] شيخ فضل اللَّه نورى از روحانيون صدر مشروطيت، كه به خاطر پافشارى بر جنبه اسلاميت نهضت مشروطيت به شهادت رسيد.