صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٥١٥ - نامه به آقاى سيد احمد خمينى (اندرزهاى اخلاقى- عرفانى)
باور كند آنچه را استدلال اثبات عقلى كرده است.
پسرم! مجاهده كن كه دل را به خدا بسپارى و موثرى را جز او ندانى، مگر نه عامّه مسلمانان متعبّد، شبانه روزى چندين مرتبه نماز مىخوانند و نماز سرشار از توحيد و معارف الهى است، و شبانه روزى چندين مرتبه إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَ إِيَّاكَ نَسْتَعِينُ [١] مىگويند و عبادت و اعانت را خاص خدا در بيان مىكنند، ولى جز مؤمنان به حق و خاصّان خدا، ديگران براى هر دانشمند و قدرتمند و ثروتمند كُرنش مىكنند و گاهى بالاتر از آنچه براى معبود مىكنند، و از هر كس استمداد مىنمايند و استعانت مىجويند و به هر حشيش [٢] براى رسيدن به آمال شيطانى تشبث مىنمايند و غفلت از قدرت حق دارند.
بنا بر اين احتمال كه مورد خطابْ كسانى باشند كه ايمان به قلب آنها رسيده باشد، امر به تقوا به اينان با احتمال اول فرقها دارد. اين تقوا، تقواى از اعمال ناشايسته نيست، تقواى از توجه به غير است، تقواى از استمداد و عبوديت غير حق است، تقواى از راه دادنِ غير او- جلّ و علا- به قلب است، تقواى از اتكال و اعتماد به غير خداست. آنچه مىبينى همه ما و مثل ما بدان مبتلا است و آنچه باعث خوف من و تو از شايعهها و دروغپراكنىها است و خوف از مرگ و رهايى از طبيعت و افكندن خرقه نيز از اين قبيل است كه بايد از آن اتّقا نمود. و در اين صورت مراد از وَ لْتَنْظُرْ نَفْسٌ ما قَدَّمَتْ لِغَدٍ افعال قلبى است كه در ملكوت، صورتى و در فوق آن نيز صورتى دارد و خداوند خبير است به خطرات [٣] قلب همه.
و اين نيز به آن معنى نيست كه دست از فعاليت بردار و خود را مهمل بارآور و از همه كس و همه چيز كنارهگيرى كن و عزلت اتخاذ نما كه آن بر خلاف سنّت الهى و سيره عملى حضرات انبياى عظام و اولياى كرام است. آنان- عليهم صلوات اللَّه و سلامه- براى مقاصد الهى و انسانى همه كوششهاى لازم را مىفرمودند، اما نه مثل ما كوردلان كه با استقلال، نظر به اسباب داريم بلكه هر چيز را در اين مقام كه از مقامات معمولى آنان
[١] سوره فاتحه، آيه ٥: « (خدايا) فقط تو را مىپرستيم و از تو يارى مىخواهيم»
[٢] خار و خاشاك
[٣] آن چيزهايى كه وارد بر قلب مىشود، افكار و پندارها.