آزادی معنوی ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٩١ - درگیری با موانع
ایشان بوده است) گوشتهای بسیار خوبی آوردهام، اگر میخواهید ببرید. فرمود: الآن پول ندارم. گفت: من صبر میکنم. حضرت فرمود: من به شکم خود میگویم صبر کند. اگر من نمیتوانستم به شکم خود بگویم که صبر کند، از تو میخواستم که صبر کنی! ولی من به شکم خود میگویم که صبر کند. همین داستان را سعدی به شعر درآورده، منتها از زبان یک عارف میگوید.
وَ لَوْ شِئْتُ لَاهْتَدَیتُ الطَّریقَ الی مُصَفّی هذَا الْعَسَلِ وَ لُبابِ هذَا الْقَمْحِ وَ نَسائِجِ هذَا الْقَزِّ من اگر بخواهم بلدم نه اینکه عقل و شعورم نمیرسد؛ میدانم که چگونه میتوان عالیترین لباسها، عالیترین خوراکها، آنچه را که سلاطین دنیا برای خودشان تهیه میکنند تهیه کرد وَلکنْ هَیهاتَ انْ یغْلِبَنی هَوای معنی این کار این است که من خود را در اسارت هوای نفس خود قرار دهم؛ نمیکنم. خطاب به دنیا میکند در تعبیرهای بسیار زیبایی:الَیک عَنّی یا دُنْیا فَحَبْلُک عَلی غارِبِک یعنی برو گم شو، قَدِ انْسَلَلْتُ مِنْ مَخالِبِک وَ افْلَتُّ مِنْ حَبائِلِک [١] من در برابر تو آزادم. تو چنگالهایت را به طرف من انداختی ولی من خود را از چنگالهای تو رها کردم. تو دامهای خود را در راه من گستردی، ولی من خود را از این دامها نجات دادم. من آزادم و در مقابل این فلک و آنچه در زیر قُبّه این فلک است، خود را اسیر و ذلیل و زبون هیچ موجودی نمیکنم.
به این میگویند درگیری واقعی، جهاد با نفس.
روز یازدهم محرم یکی از سخت ترین روزهایی است که بر اهل بیت پیغمبر اکرم گذشته است. اگر صحنه کربلا را از دو طرف یعنی از صفحه نورانی و از صفحه ظلمانی آن بنگریم، میبینیم مثل اینکه صحنهای است نشان دهنده سخنان آن روز ملائکه و پاسخ خداوند درباره آفرینش انسان که اتَجْعَلُ فیها مَنْ یفْسِدُ فیها وَ یسْفِک الدِّماءَ وَ نَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِک وَ نُقَدِّسُ لَک قالَ انّی اعْلَمُ ما لا تَعْلَمونَ [٢]. هرچه ملائکه در سرشت بشر از بدیها دیدند، در کربلا ظاهر شد. و نیز آنچه خدای متعال به آنها گفت که شما یک طرف قضیه را دیدید و طرف دیگر آن یعنی صفحه نورانی و فضیلتهای بشر را ندیدید، در حادثه کربلا ظاهر شد. یک چنین صحنه آزمایش عجیبی است.
[١] نهج البلاغه فیض الاسلام، نامه ٤٥.
[٢] بقره/ ٣٠.