آزادی معنوی ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٤ - تسلط بر قوه خیال
وَالْمُنْکرِ [١].از اینکه العبودیة جوهرة کنهها الربوبیةتسلط بر قوه خیال
از این مرحله که ما بگذریم، یک مرحله بالاتر و عالیتری است و آن تسلط بر اندیشه و قوه خیال است؛ یعنی الآن ما و شما که اینجا نشستهایم، روزها حرکت میکنیم دنبال کار و کسب خودمان میرویم، اینجور خیال میکنیم که اندیشه ما دراختیار ماست و این ما خودمان هستیم که حاکم هستیم و نمیدانیم آن که بر ما فرمان میراند اندیشه است (اینجا مقصودم از اندیشه قوه خیال است) یعنی یک اندیشههای پراکندهای بر ما حاکم است. شما در یک جلسه بنشینید، اگر توانستید ذهن خودتان را یک ساعت روی یک موضوع بالخصوص متمرکز کنید به طوری که قوه خیال از چنگال شما فرار نکند، آن وقت معلوم میشود که شما بر اندیشه خودتان مسلط هستید.
نماز برای حضور قلب است. اصلًا حضور قلب یعنی چه؟ این مسئله حضور قلب خیلی تعبیر عجیبی است. حضور قلب یعنی دل حاضر باشد و غایب نباشد؛ یعنی تو وقتی نماز میخوانی و رویت به طرف قبله است، حاضر غایب کن، ببین دلت در نماز حاضر است یا غایب؟ شما در اول نماز دلتان را حاضر غایب میکنید و او حاضر میشود. دلتان هم میخواهد حاضر باشد. تا میگویید اللَّه اکبر، بسم اللَّه الرحمن الرحیم، الحمد للَّه ربّ العالمین، یک وقت میبینید این شاگرد کلاس فرار کرده؛ شما درس را از اول تا آخر دادهاید ولی خود شاگرد در کلاس نبوده است. وقتی که ما نماز میخوانیم و میگوییم الحمد للَّه ربّ العالمین، داریم به دل خودمان تفهیم میکنیم، به روح خودمان
[١] عنکبوت/ ٤٥.