آزادی معنوی ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٤٢ - سقوط انسانیت از مقام خود در قرون اخیر
یعقوب وار وا اسفاها همی زنم | دیدار خوب یوسف کنعانم آرزوست | |
زین همرهان سست عناصر دلم گرفت | شیر خدا و رستم دستانم آرزوست | |
دی شیخ با چراغ همی گشت گرد شهر | کز دیو و دد ملولم و انسانم آرزوست | |
گفتم که یافت مینشود گشتهایم ما | گفت آن که یافت مینشود آنم آرزوست | |
و سعدی در «طیبات» [١] خودش خواسته استقبالی کرده باشد یا جوابی داده باشد؛ میگوید:
از جان برون نیامده جانانت آرزوست | زُنّار نابریده و ایمانت آرزوست | |
مردی نهای و همت مردی نکردهای | وانگاه حق سفره مردانت آرزوست | |
فرعون وار لاف انا الحق همی زنی | آنگاه قرب موسی عمرانت آرزوست | |
سقوط انسانیت از مقام خود در قرون اخیر
در قرون اخیر با پیشرفت عظیمی که علم کرد، انسانیت از آن مقام قداستی که بشر سابق برای آن قائل بود یکمرتبه سقوط کرد، سقوط بسیاربسیار خردکنندهای؛ چون یک موجود هرقدر بالاتر رفته باشد، وقتی سقوط کند قهراً سقوطش خردکنندهتر است. انسان درست به یک مقام نیمه خدایی رسیده بود. چقدر در ادبیات خودمان از این مقام نیمه خدایی انسان سخن رفته است:
طایر گلشن قدسم چه دهم شرح فراق | که در این دامگه حادثه چون افتادم | |
و حافظ میگوید:
[١] غزلیات عرفانی سعدی.