آزادی معنوی ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢١٧ - راه ایمان آوردن به غیب
تمام چیزهایی را که انسان باید به آنها ایمان داشته باشد، قرآن با کلمه «غیب» بیان کرده است؛ ایمان به اینکه حقایق و واقعیتهایی هست که از حدود حواس من بیرون است. پس با چه چیزی من وجود آنها را قبول کنم؟ راه دیگری به انسان نشان داده شده است؛ دلایلی به انسان داده شده که از راه آنها میتواند غیب را قبول کند.
البته این هم معلوم است که معنای اینکه قرآن میگوید «مؤمنین کسانی هستند که ایمان به غیب میآورند» این نیست که هر چیزی را که به شکل امر نهانی به ما گفتند، بگوییم ما مؤمنیم پس آن را قبول داریم. مثلًا فلان جن گیر میآید و میگوید من لشکری از جن دارم که چنین و چنان میکند، بگوییم:الَّذینَ یؤْمِنونَ بِالْغَیبِراه ایمان آوردن به غیب
حال اگر شما بگویید که انسان از چه راهی میتواند به غیب ایمان بیاورد، من عرض میکنم مراحلی دارد. اولین مرحلهاش این است که هزاران نشانه در دنیا هست که لااقل جلوی انکار غیب را میگیرد، یعنی انسان را از مرحله نفی به مرحله شک وارد میکند. امروز معلوم شده است که در همین دنیای محسوس و ملموس ما هزاران چیز وجود دارد که ما آنها را با این حواس خودمان حس نمیکنیم. یک مثال خیلی روشن برای شما عرض کنم:.
در قدیم الایام در میان امواجی که در فضاست، تنها موجی را که میشناختند موج صوتی بود. در باب صوت و صدا از قدیم میان علما بحث بوده است. انسان حرف میزند و دیگری میشنود. سنگی به سنگی میخورد، صدایش به گوش انسان میرسد. این چگونه است؟ میگفتند این هوایی که شما در اینجا احساس میکنید و وجودش را احیاناً در موقع حرکت یا در یک وقت دیگر درک میکنید، مثل آب است. همینطور که شما آب را با چشم خودتان میبینید که موج برمیدارد و وقتی سنگی را در حوض آب میاندازید، موج ایجاد میکند و موجش پخش میشود و هرچه بیشتر پخش میگردد ضعیفتر میشود، همینطور وقتی شما حرف