آزادی معنوی ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٩٧ - همت بزرگ در جمع کردن ثروت
تحقیق ما للهند من مقولة مرذولة فی العقل او مقبولة که این کتاب امروز یکی از منابع بسیار باارزش هندشناسان دنیاست.
در وقتی که این آدم در مرض موت و در حال احتضار بود، یکی از فقها- که همسایهاش بود- اطلاع پیدا کرد که ابوریحان در چنین حالی است. رفت به عیادتش. هوشش بجا بود. تا چشمش به فقیه افتاد یک مسئله فقهی [١] از باب ارث یا جای دیگری از او سؤال کرد. فقیه تعجب کرد و اعتراض نمود که تو در این وقت که داری میمیری، از من مسئله میپرسی؟! ابوریحان جواب داد من از تو سؤالی میکنم: آیا اگر من بمیرم و بدانم بهتر است یا بمیرم و ندانم؟ [٢]همت بزرگ در جمع کردن ثروت
دیگری بزرگ است مثلًا در جمع کردن ثروت. مگر همتها در گردآوردن ثروت متساوی است؟ بعضی اساساً هیچ همتی در جمع کردن ثروت ندارند؛ هدفشان فقط این است که شکمشان سیر بشود، نانی به دست بیاورند ولو از راه نوکری باشد، ولو از راه دریوزگی باشد، ولو از راه تن به ذلت دادن باشد. ولی یکی میخواهد داشته باشد، میخواهد گرد بیاورد. حال آنهایی که همت جمع کردن ثروت را دارند، با هم مساوی هستند؟ ابداً.
برخی اساساً یک داعیه جمع کردن ثروت در وجودشان هست که به کم قانع نیستند. این نکته را هم عرض کنم که گاهی بعضی از افراد بیهمت به دلیل اینکه عرضه و همّ ندارند، به دلیل اینکه مرد نیستند، وقتی آدمی را میبینند که دنبال جمع کردن ثروت میرود، تحقیرش میکنند، به او میخندند، آیات زهد را میخوانند، دم
[١] ابوریحان آثارش نشان میدهد و در شرح حالش هم که محققین نوشتهاند آمده است که یک مسلمان بسیار بسیار مؤمن و معتقدی بوده است. در کتابهایی که در فنون دینی هم ننوشته مثل الآثار الباقیة، مانند بوعلی سینا هر جا که اسمی از اسلام، قرآن و مقررات اسلامی میآید به قدری خاضعانه و مؤمنانه و از روی اعتقاد اظهارنظر میکند که انسان در اخلاص او شک نمیکند.
[٢] نه اینکه من خودم میدانم عن قریب میمیرم، [پس چرا سؤال کنم؟]