آزادی معنوی ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٨٢ - ستایش سفر در اسلام
اتفاق نظر دارند که مقصود، مطالعه تاریخ است ولی قرآن برای مطالعه تاریخ، به خواندن کتابهای تاریخی توصیه نمیکند بلکه دعوت به مطالعه آثار تاریخی میکند که این صادقتر از مطالعه کتب تاریخ است، چون سفر است و فایده سفر را همراه خود دارد. سفر چیزی است که غیر سفر جای آن را نمیگیرد. شعری در دیوان منسوب به امیرالمؤمنین علی علیه السلام هست که میگوید:
تَغَرَّبْ عَنِ الْاوْطانِ فی طَلَبِ الْعُلی | وَ سافِرْ فَفِی الْاسْفارِ خَمْسُ فَوائِد | |
تَفَرُّجُ هَمٍّ وَ اکتِسابُ مَعیشَةٍ | وَ عِلْمٍ وَ آدابٍ وَ صُحْبَةِ ماجِد [١] | |
.سفر کن، مثل مرغ پابسته نباش که وقتی به پایش یک لنگه کفش میبندند دیگر نمیتواند تکان بخورد. سفر کن ولی هدف تو از سفر، طلب علوّها و برتریها یعنی طلب فضیلتها و کسب کمالها باشد. و در سفر پنج فایده نهفته است:.
١.تَفَرُّجُ هَمٍّ. همّ و غم، اندوهها از دلت برطرف میشود، تفرّج پیدا میکنی. انسان تا وقتی که در محیط است، با سوابقی که در زندگی دارد، خاطراتْ همیشه برای او یادآور غم و اندوه و غصه و گرفتاریهاست. مسافرت کردن و از دروازه شهر بیرون رفتن، بهطور طبیعی همان است و غم و غصهها در شهر ماندن همان. پس اولین فایدهاش این است که از همّ و غمها نجات پیدا میکنید؛ لااقل روح انسان که زیر سنگینی غم و غصهها لگدمال میشود، برای مدتی آزاد میگردد.
٢.وَاکتِسابُ مَعیشَةٍ. اگر باهوش باشید میتوانید با مسافرت، کسب معیشت کنید.
انسان نباید در معیشتها، در کسب درآمدها، فکرش محدود باشد به آنچه که در محیطش وجود دارد. چه بسا که انسان با لیاقتی که دارد، اگر پایش را از محیط خود بیرون گذاشته و به محیط دیگر برود برایش بهتر باشد، زندگیاش خیلی بهتر شود و رونق بیشتری پیدا کند.
٣.وَعِلْمٍ. غیر از کسب معیشت، کسب علم کنید. هر عالِمی یک دنیایی است.
ممکن است در شهر شما عالمهای بزرگ و درجه اولی باشند ولی هر گلی بویی دارد.
عالمی که در شهر دیگر است، ممکن است از یک نظر در حد عالم شهر شما نباشد ولی او هم برای خود دنیایی دارد. وقتی با دنیای او روبرو شدید، غیر از دنیایی که داشتید با دنیای علم دیگری نیز آشنا خواهید شد و علوم دیگری به دست خواهید
[١] مستدرک ج ٣/ ص ٢٢.