آزادی معنوی ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٨ - وابستگی آزادی اجتماعی به آزادی معنوی
جهت بود که نمیدانست؟ از روی نادانی آزادی را سلب میکرد؟ خیر، نادانی و دانش در او تأثیری نداشت، از روی دانش سلب میکرد، به خاطر اینکه سود خودش را تشخیص میداد. آیا بشر قدیم که آزادی و حقوق دیگران را محترم نمیشمرد از این جهت بود که قوانینش اینطور وضع شده بود، که تا قانون را عوض کردیم دیگر تمام بشود؟ مانند قوانین قراردادی که بشر میگذارد؛ مثلًا در آمریکا بگویند قانون بردگی ملغی، همینکه گفتند قانون بردگی ملغی، دیگر واقعاً بردگی ملغی شد؟ یا شکل و فرمش عوض شد، محتوا همان محتواست؟ آیا علت اینکه بشر قدیم آزادی و حقوق را محترم نمیشمرد طرز تفکر فلسفیاش بود؟ هیچ کدام از اینها نبود، فقط یک چیز و آن منفعت طلبی بود.
بشر قدیم به حکم طبیعت فردی خودش منفعت طلب و سودطلب بود، از هر وسیلهای میخواست به نفع خودش استفاده کند. یکی از وسایل، افراد بشر بودند.
همان طوری که از چوب و سنگ و آهن و گوسفند و گاو و اسب و قاطر میخواست به نفع خودش استفاده کند، از انسان هم میخواست استفاده کند. آن وقتی که درختی را میکاشت یا میبرید، چیزی که دربارهاش فکر نمیکرد خود آن درخت بود، فقط درباره خودش فکر میکرد. اگر گوسفند را چاق میکرد و آن وقتی که سرش را میبرید چه منظوری داشت؟ جز منافع خودش چیزی را در نظر نمیگرفت.
همینطور اگر افراد دیگر را برده میگرفت و بنده خودش میکرد و حقوقشان را سلب میکرد، به خاطر منفعت طلبی خودش بود. پس آن علتی که در دوران گذشته بشر را وادار به سلب آزادی اجتماعی و پایمال کردن حقوق اجتماعی دیگران میکرد، حس منفعت طلبی او بوده است و بس. حس منفعت طلبی بشر امروز چطور؟
هست یا نیست؟ بله هست، آن که فرقی نکرده است. دهان بشرِ امروز برای بلعیدن، اگر بیشتر از دهان بشر دیروز باز نباشد کمتر باز نیست.
نه علم توانسته است جلوی آز را بگیرد نه تغییر قوانین. تنها کاری که کرده این است که شکل و فرم قضیه را عوض نموده است، محتوا همان محتواست؛ یک روپوش، یک زرورق روی آن میگذارد. بشر قدیم یک موجود صریح بود، هنوز به حد نفاق و دورویی نرسیده بود. فرعون مردم را استعباد میکرد، رسماً هم