آزادی معنوی ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٧ - وابستگی آزادی اجتماعی به آزادی معنوی
دارد، فطرت دارد، وجدان اخلاقی دارد. انسان از نظر معنا، باطن و روح خودشممکن است یک آدم آزاد باشد و ممکن است یک آدم برده و بنده باشد؛ یعنی ممکن است انسان بنده حرص خودش باشد، اسیر شهوت خودش باشد، اسیر خشم خودش باشد، اسیر افزون طلبی خودش باشد و ممکن است از همه اینها آزاد باشد. گفت:
فاش میگویم و از گفته خود دلشادم | بنده عشقم و از هر دو جهان آزادم | |
وابستگی آزادی اجتماعی به آزادی معنوی
آیا ممکن است بشر آزادی اجتماعی داشته باشد ولی آزادی معنوی نداشته باشد؟
یعنی بشر اسیر شهوت و خشم و حرص و آز خودش باشد ولی درعین حال آزادی دیگران را محترم بشمارد؟.
امروز عملًا میگویند: بله. عملًا میخواهند بشر برده حرص و آز و شهوت و خشم خودش باشد، اسیر نفس امّاره خودش باشد و در عین حال چنین بشری که اسیر خودش است، آزادی اجتماعی را محترم بشمارد. این یکی از نمونههای کوسه و ریش پهن است. یکی از تضادهای اجتماع امروز بشر همین است. به قول منطقیین یک سبر و تقسیمی میکنیم:.
بشرِ دوران قدیم آزادی را محترم نمیشمرد و پایمال میکرد. بسیار خوب، چرا پایمال میکرد؟ آیا چون نادان بود آزادی دیگران را سلب میکرد و همینکه بشر دانا شد دیگر کافی است که آزادی دیگران را محترم بشمارد؟ مثلًا در بیماریها اینطور است. بشر قدیم جاهل و نادان بود؛ چون نادان بود وقتی با بیماریها روبرو میشد، از داروی مخصوصی که تعیین کرده بود هیچ نتیجه نمیگرفت ولی امروز که دانا شده، کافی است که آن طرز معالجه را دور بریزد و معالجه جدید را جای آن بیاورد. ما میخواهیم ببینیم آیا بشر قدیم که آزادی دیگران را سلب میکرد از این