آزادی معنوی ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٢١ - یادی از مرحوم حاج میرزا علی آقا شیرازی
مناجات کردن با خدای متعال نیست.
مثال دیگری برایتان عرض کنم: اگر شما آینه بسیار صافی را بعد از پاکیزه کردن، در فضای بسیار صافی که خوشتان میآید در آن تنفس کنید، روی یک میز بگذارید، بعد از مدتی میبینید روی آن گرد نشسته است. این گرد را شما قبلًا احساس نمیکردید، روی میز هم احساس نمیکنید، روی دیوار هم احساس نمیکنید. هرچه دیوار کثیفتر بشود، اثر و لکه سیاهی را کمتر نشان میدهد تا جایی که اگر سیاه و قیراندود باشد دود چراغ موشی هم به آن برسد اثرش ظاهر نمیشود.
پیغمبر اکرم در هیچ مجلسی نمینشست مگر آنکه بیست و پنج بار استغفار میکرد.
میفرمود:انّهُ لَیغانُ عَلی قَلْبی وَ انّی لَاسْتَغْفِرُ اللَّهَ کلَّ یوْمٍ سَبْعینَ مَرَّةً [١]. (اینها چیست؟! اصلًا ما چه میگوییم و چه میفهمیم؟!) میگفت: بر روی دلم آثار کدورت احساس میکنم و روزی هفتاد بار برای رفع این کدورتها استغفار میکنم. آن کدورتها چیست؟ آن کدورتها برای ما آینه است، برای ما نورانیت است، برای او کدورت است. او وقتی که با ما حرف میزند ولو حرفش را برای خدا میزند، ولو خدا را در آینه وجود ما میبیند، باز از نظر او این کدورت است.
امّ سلمه و دیگران گفتهاند که در یکی دو ماه مانده به وفات حضرت، دیدیم که هیچ جا برنمی خاست و نمینشست و عملی انجام نمیداد مگر اینکه میگفت:
سُبْحانَ اللَّهِ وَ اسْتَغْفِرُ اللَّهَ رَبّی وَ اتوبُ الَیه. این دیگر یک ذکر جدید بود. امّ سلمه میگوید عرض کردم: یا رسول اللَّه! چرا اینقدر اخیراً زیاد استغفار میکنید؟ فرمود:
اینطور به من امر شده است، نُعِیتْ الی نَفْسی. بعد فهمیدیم که آخرین سورهای که بر وجود مقدسش نازل شده سوره «نصر» است. این سوره که نازل شد پیغمبر اکرم احساس کرد که اعلام مردن است یعنی تو دیگر وقتت تمام شده است، باید بروی.
سوره مبارکه این است:اذا جاءَ نَصْرُاللَّهِ وَ الْفَتْحُ.وَرَایتَ النّاسَ یدْخُلونَ فی دینِ اللَّهِ افْواجاً.فَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّک وَاسْتَغْفِرْهُ انَّهُ کانَ تَوّاباً [٢] (این قرآن چقدر لذیذ است! چقدر زیباست! آدم حظ میکند که اینها را به زبان خودش جاری کند) ای پیغمبر! آنجا که یاری پروردگار بیاید، آنجا که دیگر یاریاش آمد و تو را بر مخالفین پیروز کرد، آنجا که
[١] سفینة البحار، ج ٢/ ص ٣٢٢.
[٢] نصر/ ١- ٣.