آزادی معنوی ط-صدرا
(١)
آزادی معنوی
٩ ص
(٢)
کلمه مولا
١٠ ص
(٣)
معنی آزادی
١١ ص
(٤)
اقسام آزادی
١٣ ص
(٥)
آزادی اجتماعی در قرآن
١٤ ص
(٦)
آزادی معنوی
١٦ ص
(٧)
وابستگی آزادی اجتماعی به آزادی معنوی
١٧ ص
(٨)
آزاد مرد واقعی
١٩ ص
(٩)
آزادی معنوی
٢٣ ص
(١٠)
انسان، یک موجود مرکب
٢٤ ص
(١١)
بردگی روح نسبت به انسانهای دیگر
٢٥ ص
(١٢)
بردگی مال و ثروت
٢٨ ص
(١٣)
من انسانی و من حیوانی
٣١ ص
(١٤)
قضاوت انسان درباره خود
٣٢ ص
(١٥)
ملامت وجدان
٣٥ ص
(١٦)
مجازات انسان خودش را
٣٦ ص
(١٧)
آزادی معنوی، بزرگترین برنامه انبیاء
٣٧ ص
(١٨)
عبادت و دعا
٣٩ ص
(١٩)
کلمه احیاء
٤٠ ص
(٢٠)
روح عبادت، یاد خدا
٤١ ص
(٢١)
حدیثی از امام صادق علیه السلام
٤٤ ص
(٢٢)
اولین درجه ربوبیت
٤٦ ص
(٢٣)
تسلط بر نفس
٤٦ ص
(٢٤)
دومین درجه
٤٧ ص
(٢٥)
مالک خاطرات نفس بودن
٤٧ ص
(٢٦)
حضور قلب امام سجاد در حال نماز
٤٨ ص
(٢٧)
تقوا
٤٩ ص
(٢٨)
درجات بالاتر
٥١ ص
(٢٩)
عبادت و دعا
٥٦ ص
(٣٠)
نزدیک شدن حقیقی
٥٧ ص
(٣١)
نزدیک شدن مجازی
٥٧ ص
(٣٢)
معنی قرب به خدا
٦٠ ص
(٣٣)
اولین اثر عبادت، تسلط بر خود
٦٢ ص
(٣٤)
سخن ابن سینا
٦٣ ص
(٣٥)
تسلط بر قوه خیال
٦٤ ص
(٣٦)
تعبیر پیغمبر اکرم از دل
٦٥ ص
(٣٧)
بی نیاز شدن روح از بدن
٦٧ ص
(٣٨)
قدرت بر تصرف در بدن
٦٩ ص
(٣٩)
قدرت بر تصرف در دنیای بیرون
٦٩ ص
(٤٠)
علی علیه السلام در بستر شهادت
٧٢ ص
(٤١)
عبادت و دعا
٧٥ ص
(٤٢)
نمونه ای از افراط در عبادت
٧٦ ص
(٤٣)
افراط در توجه به مسائل اجتماعی
٧٨ ص
(٤٤)
علی علیه السلام، نمونه کامل اسلام
٨٠ ص
(٤٥)
چهره یک جامعه اسلامی
٨٣ ص
(٤٦)
سبک شمردن نماز
٨٥ ص
(٤٧)
وضوی علی علیه السلام
٨٧ ص
(٤٨)
سبک شمردن سایر عبادات
٨٩ ص
(٤٩)
عبادت و دعا
٩١ ص
(٥٠)
ایمان، پشتوانه اخلاق و عدالت
٩٢ ص
(٥١)
معنی عصمت
٩٥ ص
(٥٢)
توأم بودن نماز با امور دیگر
٩٧ ص
(٥٣)
2 نظافت حقوق اجتماعی
٩٧ ص
(٥٤)
3 جهت شناسی
٩٨ ص
(٥٥)
4 انضباط وقت
٩٩ ص
(٥٦)
5 ضبط احساسات
١٠٠ ص
(٥٧)
6 طمأنینه
١٠٠ ص
(٥٨)
7 اعلام صلح و صفا با همه بندگان صالح خدا
١٠١ ص
(٥٩)
تأثیر کلمه اللَّه اکبر
١٠٢ ص
(٦٠)
مسئولیت ما نسبت به نماز خواندن خاندان خود
١٠٥ ص
(٦١)
نماز اباعبداللَّه در صحرای کربلا
١٠٧ ص
(٦٢)
توبه
١١١ ص
(٦٣)
تحلیل توبه از نظر روانی
١١٢ ص
(٦٤)
انسان، یک شخص مرکب
١١٤ ص
(٦٥)
شرایط پیدایش توبه
١١٧ ص
(٦٦)
یادی از مرحوم حاج میرزا علی آقا شیرازی
١٢٠ ص
(٦٧)
نصیحت علی علیه السلام
١٢٢ ص
(٦٨)
حدیث قدسی
١٢٦ ص
(٦٩)
تائب صحرای کربلا
١٢٨ ص
(٧٠)
توبه
١٣٠ ص
(٧١)
مهلت توبه
١٣١ ص
(٧٢)
توبه از نظر علی علیه السلام
١٣٥ ص
(٧٣)
رکن اول توبه ندامت و پشیمانی
١٣٨ ص
(٧٤)
رکن دوم تصمیم به عدم بازگشت
١٣٩ ص
(٧٥)
شرط اول توبه بازگرداندن حقوق مردم
١٤٠ ص
(٧٦)
شرط دوم ادای حقوق الهی
١٤١ ص
(٧٧)
شرط اول کمال توبه
١٤٣ ص
(٧٨)
شرط دوم کمال توبه
١٤٣ ص
(٧٩)
دو تعبیر قرآن
١٤٤ ص
(٨٠)
کار مختص انبیاء و اولیاء
١٤٥ ص
(٨١)
توبه بُشر حافی
١٤٦ ص
(٨٢)
توبه ابولُبابه
١٤٧ ص
(٨٣)
توبه زهیربن القین
١٥٠ ص
(٨٤)
هجرت و جهاد
١٥٣ ص
(٨٥)
تعریف هجرت
١٥٤ ص
(٨٦)
برداشت غلط برخی متصوّفه
١٥٧ ص
(٨٧)
هدف و نیت در جهاد اسلامی
١٥٨ ص
(٨٨)
طالب علم، مهاجر الی اللَّه
١٦٠ ص
(٨٩)
امام حسین علیه السلام، مهاجر و مجاهد
١٦١ ص
(٩٠)
هجرت و جهاد
١٦٥ ص
(٩١)
هجرت از گناهان
١٦٦ ص
(٩٢)
جهاد با نفس
١٦٨ ص
(٩٣)
تفسیر انحرافی
١٧٠ ص
(٩٤)
نیت جدی بر هجرت و جهاد
١٧٢ ص
(٩٥)
رؤیای یکی از علمای بزرگ
١٧٤ ص
(٩٦)
هجرت و جهاد
١٨٠ ص
(٩٧)
ستایش سفر در اسلام
١٨١ ص
(٩٨)
برتری علمای سفر کرده
١٨٣ ص
(٩٩)
مهاجرت از عادات
١٨٦ ص
(١٠٠)
درگیری با موانع
١٨٨ ص
(١٠١)
بزرگی و بزرگواری روح
١٩٥ ص
(١٠٢)
همت بزرگ در راه دانش
١٩٦ ص
(١٠٣)
همت بزرگ در جمع کردن ثروت
١٩٧ ص
(١٠٤)
همت بلند در مسیر جاه طلبی و مقام
١٩٨ ص
(١٠٥)
بزرگواری
٢٠٠ ص
(١٠٦)
سخن پیامبر صلی الله علیه و آله
٢٠١ ص
(١٠٧)
سخنان علی علیه السلام
٢٠٢ ص
(١٠٨)
خسارت تعلیمات متصوفه
٢٠٦ ص
(١٠٩)
سخنان امام حسین علیه السلام
٢٠٨ ص
(١١٠)
ایمان به غیب
٢١٣ ص
(١١١)
معنی غیب
٢١٥ ص
(١١٢)
راه ایمان آوردن به غیب
٢١٧ ص
(١١٣)
معنی ایمان به غیب
٢١٩ ص
(١١٤)
امداد غیبی، حسابی دارد
٢٢٠ ص
(١١٥)
داستان آیت اللَّه بروجردی و رفتن به مشهد
٢٢١ ص
(١١٦)
بدبینی نسبت به آینده جهان در میان روشنفکران
٢٢٣ ص
(١١٧)
آینده روشن از نظر دین
٢٢٥ ص
(١١٨)
معیار انسانیت چیست؟
٢٢٩ ص
(١١٩)
انسان کامل و انسان ناقص
٢٣٠ ص
(١٢٠)
نظریات مختلف درباره معیار انسانیت
٢٣١ ص
(١٢١)
1 علم
٢٣١ ص
(١٢٢)
2 خلق و خوی
٢٣٢ ص
(١٢٣)
انساندوستی
٢٣٣ ص
(١٢٤)
3 اراده
٢٣٥ ص
(١٢٥)
4 آزادی
٢٣٧ ص
(١٢٦)
5 مسئولیت و تکلیف
٢٣٨ ص
(١٢٧)
6 زیبایی
٢٣٩ ص
(١٢٨)
مکتب انسانیت
٢٤١ ص
(١٢٩)
سقوط انسانیت از مقام خود در قرون اخیر
٢٤٢ ص
(١٣٠)
ظهور دوباره انسانیت و تناقضِ پدیدآمده
٢٤٥ ص
(١٣١)
صلح کل
٢٤٦ ص
(١٣٢)
تفاوت اساسی انسان با حیوان
٢٤٧ ص
(١٣٣)
دین انسانیت
٢٤٨ ص
(١٣٤)
اگوست کنت
٢٤٨ ص
(١٣٥)
اختیار و مسئولیت انسان
٢٥٠ ص
(١٣٦)
سعادت و لذت انسان
٢٥٢ ص
(١٣٧)
تناقض در مکاتب اصالت انسان
٢٥٣ ص
(١٣٨)
رابطه اصالت انسان با خدا
٢٥٦ ص
 
٧ ص
٨ ص
٩ ص
١٠ ص
١١ ص
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
١٠٥ ص
١٠٦ ص
١٠٧ ص
١٠٨ ص
١٠٩ ص
١١٠ ص
١١١ ص
١١٢ ص
١١٣ ص
١١٤ ص
١١٥ ص
١١٦ ص
١١٧ ص
١١٨ ص
١١٩ ص
١٢٠ ص
١٢١ ص
١٢٢ ص
١٢٣ ص
١٢٤ ص
١٢٥ ص
١٢٦ ص
١٢٧ ص
١٢٨ ص
١٢٩ ص
١٣٠ ص
١٣١ ص
١٣٢ ص
١٣٣ ص
١٣٤ ص
١٣٥ ص
١٣٦ ص
١٣٧ ص
١٣٨ ص
١٣٩ ص
١٤٠ ص
١٤١ ص
١٤٢ ص
١٤٣ ص
١٤٤ ص
١٤٥ ص
١٤٦ ص
١٤٧ ص
١٤٨ ص
١٤٩ ص
١٥٠ ص
١٥١ ص
١٥٢ ص
١٥٣ ص
١٥٤ ص
١٥٥ ص
١٥٦ ص
١٥٧ ص
١٥٨ ص
١٥٩ ص
١٦٠ ص
١٦١ ص
١٦٢ ص
١٦٣ ص
١٦٤ ص
١٦٥ ص
١٦٦ ص
١٦٧ ص
١٦٨ ص
١٦٩ ص
١٧٠ ص
١٧١ ص
١٧٢ ص
١٧٣ ص
١٧٤ ص
١٧٥ ص
١٧٦ ص
١٧٧ ص
١٧٨ ص
١٧٩ ص
١٨٠ ص
١٨١ ص
١٨٢ ص
١٨٣ ص
١٨٤ ص
١٨٥ ص
١٨٦ ص
١٨٧ ص
١٨٨ ص
١٨٩ ص
١٩٠ ص
١٩١ ص
١٩٢ ص
١٩٣ ص
١٩٤ ص
١٩٥ ص
١٩٦ ص
١٩٧ ص
١٩٨ ص
١٩٩ ص
٢٠٠ ص
٢٠١ ص
٢٠٢ ص
٢٠٣ ص
٢٠٤ ص
٢٠٥ ص
٢٠٦ ص
٢٠٧ ص
٢٠٨ ص
٢٠٩ ص
٢١٠ ص
٢١١ ص
٢١٢ ص
٢١٣ ص
٢١٤ ص
٢١٥ ص
٢١٦ ص
٢١٧ ص
٢١٨ ص
٢١٩ ص
٢٢٠ ص
٢٢١ ص
٢٢٢ ص
٢٢٣ ص
٢٢٤ ص
٢٢٥ ص
٢٢٦ ص
٢٢٧ ص
٢٢٨ ص
٢٢٩ ص
٢٣٠ ص
٢٣١ ص
٢٣٢ ص
٢٣٣ ص
٢٣٤ ص
٢٣٥ ص
٢٣٦ ص
٢٣٧ ص
٢٣٨ ص
٢٣٩ ص
٢٤٠ ص
٢٤١ ص
٢٤٢ ص
٢٤٣ ص
٢٤٤ ص
٢٤٥ ص
٢٤٦ ص
٢٤٧ ص
٢٤٨ ص
٢٤٩ ص
٢٥٠ ص
٢٥١ ص
٢٥٢ ص
٢٥٣ ص
٢٥٤ ص
٢٥٥ ص
٢٥٦ ص
٢٥٧ ص

آزادی معنوی ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١١٦ - انسان، یک شخص مرکب

فاسق و فاجری از آب درمیآید که آن سرش ناپیداست. چرا؟ برای اینکه شما به بهانه مقامات عالیه روح، سایر غرایز او را سرکوب کردهاید. البته در غریزه بچه خدا بوده است، قیامت و عبادت بوده است، اما شما این غریزه خدا و عبادت و اینها را در حالی در این بچه تقویت کردهاید که جلوی سایر غرایز او را گرفتهاید، سایر غرایز او را حبس کردهاید، عصبانی و ناراحت کردهاید، به زندان انداختهاید، حق و حظّ آنها را ندادهاید، سهم آنها را ندادهاید؛ دنبال فرصتی میگردند. در یک فرصتی که برایشان پیش میآید، در یک وقت که بچه فیلمی را تماشا کند یا در مجلسی با یک زن جوان آشنا بشود، همان کافی است که این نیروهای ذخیره شده سرکوب شده، یکمرتبه زنجیرها را پاره کند و بکلی تمام آن ساختمانی را که پدر در وجود او به غلط ساخته است ویران سازد. درست مثل باروتی که منفجر بشود، منفجر میشود.

توبه، درست عکس این قضیه است. آدمی که گناه و معصیت میکند و غرق در شهوات و درندگی است، وقتی که فرشته وجودش را اینقدر آزار داد و اشباع نکرد، یکمرتبه فاجعهای به وجود میآید. آخر من و تو هم انسانیم. ما یک دهان نداریم.

اشتباه میکنی که خیال میکنی یک دهان داری و از همین یک دهان باید به تو غذا برسد؛ صدها دهان داری (عشق را پانصد سر است و هر سری ...) پانصد سر تو داری، پانصد دهان تو داری. از همه اینها باید به تو غذا برسد. یکی از این دهانهای تو دهان عبادت است. تو باید روح خودت را به عبادت کردن راضی کنی، یعنی این حق و حظ را باید به او بدهی. تو یک موجود ملکوتی صفات هستی، باید پرواز کنی به سوی آن عالم. وقتی این فرشته را زندانی میکنی، آیا میدانی بعد چه عوارض و ناراحتیهای زیادی دارد؟ یک وقت شما میبینید یک جوان مرفّه، جوانی که همه وسایل برایش فراهم بوده است، به یک بهانه کوچک خودکشی میکند. همه میگویند نمیدانیم چرا خودکشی کرد. ای آقا! این موضوع که خیلی کوچک بود! چرا خودکشی کرد؟! نمیداند که در وجود او نیروهای مقدسی زندانی بوده؛ آن نیروهای مقدس از این زندگی رنج میبردهاند، طاقت نمیآوردهاند، درنتیجه طغیانی به آن شکل به وجود آمده است. گاهی میبینید شخصی همه چیز دارد و ناراحت است و رنج میبرد. گفت:

آن یکی در کنج زندان مست و شاد

وان دگر در باغ، ترش و بیمراد