چهل حدیث حج
(١)
پيشگفتار
٥ ص
(٢)
وجوب حج
٩ ص
(٣)
معنا و مفهوم حج
١١ ص
(٤)
آثار حج
١٣ ص
(٥)
ثواب و بهره معنوي حج
١٥ ص
(٦)
ترک حج يا گناه بزرگ
١٩ ص
(٧)
حج يا سفره گسترده رحمت حق
٢٢ ص
(٨)
خلوص در حج
٢٥ ص
(٩)
برنامه اي ديگر بجاي حج
٢٩ ص
(١٠)
دعا براي رسيدن به عرصه گاه حج
٣٢ ص
(١١)
حج يا ضيافت خاص حق
٣٥ ص
(١٢)
حجّ يا منبع عظيم منافع مادي و معنوي
٣٩ ص
(١٣)
حجّ انجام داده را از آفات حفظ کنيد
٤٤ ص
(١٤)
زيارت کعبه معظّمه
٤٧ ص
(١٥)
ختم قرآن در مکّه
٥١ ص
(١٦)
دو عبادت برتر
٥٥ ص
(١٧)
دو نعمت بزرگ
٥٩ ص
(١٨)
نيابت در حج
٦٢ ص
(١٩)
فقط با مال حلال فريضه حج را ادا کنيد
٦٦ ص
(٢٠)
اخلاق زائر
٧١ ص
(٢١)
آداب معنوي حج
٧٥ ص
(٢٢)
آداب ورود به حرم
٨٠ ص
(٢٣)
طواف بيت
٨٤ ص
(٢٤)
ثواب طواف
٨٦ ص
(٢٥)
حجر اسماعيل
٨٨ ص
(٢٦)
نماز طواف
٩٢ ص
(٢٧)
سعي صفا و مروه
٩٥ ص
(٢٨)
نماز در مسجدالحرام
٩٨ ص
(٢٩)
عرفات
١٠٤ ص
(٣٠)
وقوف در مشعرالحرام
١٠٧ ص
(٣١)
قوف به منا
١٠٩ ص
(٣٢)
رمي جمرات
١١٥ ص
(٣٣)
قرباني
١٢٠ ص
(٣٤)
حلق رأس
١٢٣ ص
(٣٥)
حج و امامت و رهبري
١٢٦ ص
(٣٦)
مدينه طيبه
١٢٩ ص
(٣٧)
مشاهد مشرفه در مدينه طيبه
١٣٢ ص
(٣٨)
زيارت رسول خدا
١٣٣ ص
(٣٩)
نماز در مسجدالنبي (صلّي الله عليه وآله)
١٣٦ ص
(٤٠)
زيارت فاطمه ـ سلام الله عليها ـ
١٣٧ ص
(٤١)
ثواب عهده دار امور زائر در نبود زائر
١٣٨ ص

چهل حدیث حج - حسین انصاریان - الصفحة ١٠٩ - قوف به منا

بينايان راه فرموده اند: بدان که مقصود اصلي از آفرينش انسان معرفت حق و رسيدن به عشق او و مأنوس شدن با حضرت اوست.

رسيدن به اين مقام، موقوف بر صفاي نفس و تجرّد آن از هوا و هوس است. هر اندازه که صفاي نفس بيشتر و وارستگي آن شديدتر باشد، انس و علاقه آن نسبت به خداوند متعال افزونتر خواهد بود.

بديهي است که صفاي نفس و تجرد آن، منوط است به پيراستگي از شهوات نفساني و اجتناب از لذتهاي حرام و آرزوهاي پست حيواني و عدم تعلّق قلب به مال و منال دنيوي; زيرا همه اينها ـ در صورتي که خارج از حدود شرع باشد ـ موانعي هستند که انسان را از معارف الهي و نفخات قدسي باز مي دارند، و هيچ چيز روح انساني را از نزديک شدن به عالم قدس که از آن نزول يافته، مانع نمي شود مگر آنچه که بنام مشتهيات نفساني ناميده شده، از قبيل غرائز حيواني و ناستوده هاي اخلاقي و کردارهاي شيطاني. و هم چنانکه ظرف تا هنگامي که از آب پر مي باشد ورود هوا به داخل آن امکان ندارد، نفوس انساني نيز تا خالي و وارسته از صفات و ملکات نکوهيده نباشد نور الهي چنانکه شايسته است قلوب آنان را روشن نخواهد نمود.

نفوس به هر نسبت که از اين پليديها پاک شوند، انوار دانش بر دل آنها اشراق بيشتري يافته و بخشش هاي يزداني بر آنها روي آور مي شود. به عکس نفوسي که به غير خدا اشتغال دارند، معرفت و شناسايي پروردگار و حلاوت و دوستي و انس با او در دل آنها جاي نخواهد گرفت و بهر اندازه که تجرّد نفس کمال يابد، ايمان و يقين بيشتر مي شود و صفات عالي و فضائل کم نظير و رفعت که نفس انساني