كليات مفاتيح نوين - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٦٦ - ٣- مناجات الخائفين
هَواجِسُهُ بِقَلْبى، يُعاضِدُ لِىَ الْهَوى، وَيُزَيِّنُ لى حُبَّ الدُّنْيا، وَيَحُولُ بَيْنى
نفسانى دلم را احاطه كرده و هواى نفس (به بيچارگى من) كمك مىكند، و دوستى دنيا را در نظرم زينت مىدهد و ميان من
وَبَيْنَ الطَّاعَةِ وَالزُّلْفى، الهى الَيْكَ اشْكُو قَلْباً قاسِياً مَعَ الْوَسْواسِ مُتَقَلِّباً،
و بندگى و نزديكى به تو فاصله مىاندازد، اى معبود من به تو شكايت مىكنم از دل بىرحمى كه با وسوسه دگرگون گرديده
وَبِالرَّيْنِ وَالطَّبْعِ مُتَلَبِّساً، وَعَيْناً عَنِ الْبُكآءِ مِنْ خَوْفِكَ جامِدَةً، وِالى ما
و با زنگار و خوى زشت پوشيده شده و چشمى كه براى گريه از ترست خشك شده و به آنچه كه
يَسُرُّها طامِحَةً، الهى لا حَوْلَ لى وَلا قُوَّةَ الَّا بِقُدْرَتِكَ، وَلا نَجاةَ لى مِنْ
او را خشنود مىكند طمع دارد، اى معبود من پناهگاه و نيرويى جز قدرت تو نيست، و جز محافظت تو راه نجاتى از
مَكارِهِ الدُّنْياإِلَّا بِعِصْمَتِكَ، فَاسْئَلُكَ بِبَلاغَةِ حِكْمَتِكَ، وَنَفاذِ مَشِيَّتِكَ، انْ
گرفتاريهاى دنيا ندارم، پس به حق حكمت رسا و خواست نافذت از تو مىخواهم كه مرا
لا تَجْعَلَنى لِغَيْرِ جُودِكَ مُتَعَرِّضاً، وَلاتُصَيِّرَنى لِلْفِتَنِ غَرَضاً، وَكُنْ لى
روى آورنده به غير بخششت قرار ندهى و هدف فتنهها نگردانى و در برابر
عَلَى الْأَعْدآءِ ناصِراً، وَعَلَى الْمَخازى وَالْعُيُوبِ ساتِراً، وَمِنَ الْبَلاءِ
دشمنان ياورم باشى، و رسوايىها و عيبهايم را بپوشانى، و از بلاها
واقِياً، وَعَنِ الْمَعاصى عاصِماً، بِرَأْفَتِكَ وَرَحْمَتِكَ يا ارْحَمَ الرَّاحِمينَ. [١]
محافظتم كنى، و از گناهان بازم دارى، به مهربانى و رحمتت اى مهربانترين مهربانان.
٣- مناجات الخائفين
(خائفان)
مناجات كسانى است كه از خدا ترسانند و با زبان خوف و ترس، سخن مىگويند و از حضرتش كمك مىجويند، ولى در حقيقت ترس آنها از گناهان خويش و برخورد عادلانه خدا با آنهاست.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيمِ
به نام خداوند بخشنده مهربان
الهى اتَراكَ بَعْدَ الْإيمانِ بِكَ تُعَذِّبُنى، امْ بَعْدَ حُبّى ايَّاكَ تُبَعِّدُنى، امْ مَعَ
اى معبود من، آيا مىپسندى كه بعد از ايمانم به تو مرا عذاب كنى يا بعد از محبتم به تو مرا دور كنى، يا با وجود
[١]. بحارالانوار، جلد ٩١، صفحه ١٤٣.