كليات مفاتيح نوين - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٩ - ٢- سوره الرّحمن
يمَعْشَرَ الْجِنِّ وَالإنسِ إِنِاسْتَطَعْتُمْ أَن تَنفُذُوا مِنْ أَقْطَارِ السَّمواتِ
(٣٢) اى گروه جنّ و انس! اگر مىتوانيد از مرزهاى آسمانها و زمين بگذريد، پس بگذريد،
وَالْأَرْضِ فَانفُذُوا لَاتَنفُذُونَ إِلَّا بِسُلْطنٍ ٣٣ فَبِأَىِّ ءَالآءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ
ولى هرگز نمىتوانيد، مگر با نيرويى (فوق العاده). (٣٣) پس كدامين نعمتهاى پروردگارتان را انكار مىكنيد؟! ٣٤
يُرْسَلُ عَلَيْكُمَا شُوَاظٌ مِّن نَّارٍ وَنُحَاسٌ فَلَا تَنتَصِرَانِ ٣٥ فَبِأَىِّ ءَالآءِ
(٣٤) (در قيامت) شعلههايى از آتش، و دودهايى متراكم بر شما فرستاده مىشود؛ و نمىتوانيد از كسى يارى بطلبيد. (٣٥) پس كدامين نعمتهاى پروردگارتان
رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ ٣٦ فَإِذَا انشَقَّتِ السَّمَاءُ فَكَانَتْ وَرْدَةً كَالدِّهَانِ ٣٧ فَبِأَىِ
را انكار مىكنيد؟! (٣٦) در آن هنگام كه آسمان شكافته شود و همچون روغن مذاب گلگون گردد (حوادث هولناكى رخ مىدهد كه تاب تحمّل آن را نخواهيد داشت). (٣٧) پس
ءَالآءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ ٣٨ فَيَوْمَئِذٍ لَّايُسْئَلُ عَن ذَنبِهِ إِنسٌ وَلَا جَانٌّ ٣٩
كدامين نعمتهاى پروردگارتان را انكار مىكنيد؟! (٣٨) در آن روز هيچ كس از انس و جن از گناهش سؤال نمىشود (و همه چيز روشن است). (٣٩)
فَبِأَىِّ ءَالآءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ ٤٠ يُعْرَفُ الْمُجْرِمُونَ بِسِيمهُمْ فَيُؤخَذُ
پس كدامين نعمتهاى پروردگارتان را انكار مىكنيد؟! (٤٠) مجرمان از چهرههايشان شناخته مىشوند؛ و موهاى پيش سر،
بِالنَّوصِى وَالْأَقْدَامِ ٤١ فَبِأَىِّ ءَالآءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ ٤٢ هذِهِ جَهَنَّمُ الَّتِى
و پاهايشان را مىگيرند (و به دوزخ مىافكنند). (٤١) پس كدامين نعمتهاى پروردگارتان را انكار مىكنيد؟! (٤٢) اين همان دوزخى است
يُكَذِّبُ بِهَا الْمُجْرِمُونَ ٤٣ يَطُوفُونَ بَيْنَهَا وَبَيْنَ حَمِيمٍ ءَانٍ ٤٤ فَبِأَىِّ ءَالآءِ
كه مجرمان آن را انكار مىكردند. (٤٣) اكنون در ميان آن و آب سوزان در رفت و آمدند. (٤٤) پس كدامين نعمتهاى
رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ ٤٥ وَلِمَنْ خَافَ مَقَامَ رَبِّهِ جَنَّتَانِ ٤٦ فَبأَىِّ ءَالآءِ رَبِّكُمَا
پروردگارتان را انكار مىكنيد؟! (٤٥) و براى كسى كه از مقام پروردگارش خائف است، دو باغ بهشتى است. (٤٦) پس كدامين نعمتهاى پروردگارتان
تُكَذِّبَانِ ٤٧ ذَوَاتَآ أَفْنَانٍ ٤٨ فَبِأَىِّ ءَالآءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ ٤٩ فِيهِمَا عَيْنَانِ
را انكار مىكنيد؟! (٤٧) (آن دو باغ بهشتى) داراى انواع نعمتها (و درختان پرطراوت) است. (٤٨) پس كدامين نعمتهاى پروردگارتان را انكار مىكنيد؟! (٤٩) در آنها دو چشمه
تَجْرِيَانِ ٥٠ فَبِأَىِّ ءَالآءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ ٥١ فِيهِمَا مِن كُلِّ فكِهَةٍ زَوْجَانِ
هميشه جارى است. (٥٠) پس كدامين نعمتهاى پروردگارتان را انكار مىكنيد؟! (٥١) در آن دو، از هر ميوهاى دو نوع وجود دارد (هر يك از ديگرى بهتر).
٥٢
فَبِأَىِّ ءَالآءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ ٥٣ مُتَّكِئِينَ عَلَى فُرُشِم بَطَآئِنُهَا مِنْ
(٥٢) پس كدامين نعمتهاى پروردگارتان را انكار مىكنيد؟! (٥٣) اين در حالى است كه آنها برفرشهايى تكيه كردهاند با آسترهايى از ديبا و ابريشم،
إِسْتَبْرَقٍ وَجَنَى الْجَنَّتَيْنِ دَانٍ ٥٤ فَبِأَىِّ ءَالآءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ ٥٥ فِيهِنَ
و ميوههاى رسيده آن دو باغ بهشتى نزديك (و در دسترس) است. (٥٤) پس كدامين نعمتهاى پروردگارتان راانكار مىكنيد؟! (٥٥) در آن