كليات مفاتيح نوين - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٧ - ٩- توصيه ما به شما عزيزان
«عبداللَّه بن زيد» كه از اصحاب امام كاظم عليه السلام است، مىگويد: «جمعى از ياران ويژه اهل بيت آن حضرت، به محضرش شرفياب مىشدند و هنگامى كه امام عليه السلام كلمهاى مىفرمود و درباره حادثهاى فتوا مىداد، آنان با دقّت مىنوشتند (و همه جملات، آداب و نكتهها را كاملًا يادداشت مىكردند)». [١] خواننده عزيز! با توجه به آنچه گذشت جايى براى ترديد در اعتبار منابعى كه محتواى اين كتاب از آنها گرفته شده، باقى نمىماند، پس مىتوان با دلى روشن و ضميرى پاك به ادعيه و زيارات و اعمال وارده در اين كتاب، عمل كرد.
خصوصاً وقتى به دو امر ديگر نيز در اين رابطه توجّه شود:
نخست اين كه: همان گونه كه اشاره شد محتواى برجسته و اوج معانى بسيارى از اين دعاها و زيارات، بهترين گواه صدور آنها از جانب معصوم عليه السلام است، چرا كه چنين الفاظ و مفاهيمى جز از روح بلند معصومين عليهم السلام نمىتواند صادر شود.
ديگر اين كه: در تمام دعاها و اعمال مستحب، مىتوان از «قصد رجا» يعنى به اميد مطلوبيّت نزد پروردگار، استفاده كرد؛ زيرا در روايات از رسول اكرم صلى الله عليه و آله نقل شده كه «هرگاه كسى از سوى من ثوابى بر عملى به او برسد و به اميد رسيدن به آن ثواب و يا به احترام من آن را بجا آورد، به اجر و پاداش مذكور براى آن عمل، خواهد رسيد و تلاش او بىنتيجه نخواهد ماند». [٢]
٢- توصيه ديگر ما به خوانندگان عزيز- مخصوصاً به قشر جوان با ايمان و پاكدل- اين است كه بيش از آنچه به «كمّيت» و مقدار دعا اهميّت مىدهند به «كيفيّت» و حال و هواى معنوى آن اهميّت دهند و بدانند كه چه بسا خواندن يك دعاى كميل يا ندبه و يا ابوحمزه و يا خواندن دعاى عرفه امامحسين عليه السلام با حضور قلب، چنان انقلاب و دگرگونى در انسان ايجاد مىكند كه فصل نوينى در زندگى او آغاز مىشود؛ روحش را به اوج آسمانها برده، با فرشتگان دمساز مىكند و از اينجا روشن مىشود كه ثوابهاى عظيمى كه براى بعضى از دعاها ذكر شده، فلسفهاش چيست و براى كيست؟
عزيزان! همه ما سعى كنيم با مرور در مطالبى كه در بحث حضور قلب و آداب دعا آمد و با انديشه در محتواى دعاها، چنان حال و هوايى به هنگام خواندن دعا و نماز و زيارت پيدا كنيم كه لذّتبخشترين لحظات زندگى ما باشد و ما را روز به روز به خدا نزديكتر كند.
سعى ما بر اين باشد كه با تدبّر در محتوا و توجّه به اين كه در چه محضرى قرار گرفتهايم و با التفات
[١]. الذريعه، جلد ٨، صفحه ١٧٣ و مستدرك الوسائل، جلد ١٧، صفحه ٢٩٢، حديث ٢٧.
[٢]. وسائل الشيعه، جلد ١، صفحه ٥٩، ابواب مقدّمات العبادات، باب ١٨ (در اين باب چندين روايت به همين مضمون آمده است).