كليات مفاتيح نوين - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٢٠٠ - دعاى كميل
وَقالَ السَّلامُ عَلَيْكِ يا بِنْتَ رَسُولِ اللَّهِ، فَقُلْتُ وَعَلَيْكَ السَّلامُ يا
و فرمود سلام بر تو اى دختر رسول خدا گفتم: و بر تو باد سلام اى
ابَاالْحَسَنِ، وَ يا اميرَالْمُؤْمِنينَ، فَقالَ يا فاطِمَةُ، انّى اشَمُّ عِنْدَكِ رائِحَةً
ابا الحسن و اى امير مؤمنان، فرمود: اى فاطمه، من نزد تو بوى خوشى استشمام مىكنم،
طَيِّبَةً، كَانَّها رآئِحَةُ اخى وَابْنِ عَمّى رَسُولِ اللَّهِ، فَقُلْتُ نَعَمْ، ها هُوَ مَعَ
گويا بوى برادر و پسر عمويم رسول خداست، گفتم: آرى او به همراه
وَلَدَيْكَ تَحْتَ الْكِسآءِ، فَاقْبَلَ عَلِىٌّ نَحْوَ الْكِسآءِ، وَقالَ السَّلامُ عَلَيْكَ يا
دو فرزندت زير كسا هستند، على به طرف كسا رفت و گفت: سلام بر تو اى
رَسُولَ اللَّهِ، اتَاْذَنُ لى انْ اكُونَ مَعَكُمْ تَحْتَ الْكِسآءِ، قالَ لَهُ وَعَلَيْكَ
رسول خدا، آيا اجازه مىدهى كه همراه شما در زير كسا باشم به او فرمود: و بر تو
السَّلامُ، يا اخى، يا وَصِيّى، وَخَليفَتى، وَصاحِبَ لِوآئى، قَدْ اذِنْتُ لَكَ،
سلام باد اى برادرم، اى وصى و جانشين و پرچمدارم، به تو اجازه دادم
فَدَخَلَ عَلِىٌّ تَحْتَ الْكِسآءِ، ثُمَّ اتَيْتُ نَحْوَ الْكِسآءِ، وَقُلْتُ السَّلامُ عَلَيْكَ
پس على زير كسا داخل شد، سپس من به طرف كسا رفتم و گفتم: سلام بر تو
يا ابَتاهُ يا رَسُولَ اللَّهِ، اتَاْذَنُ لى ان اكُونَ مَعَكُمْ تَحْتَ الْكِسآءِ، قالَ
اى پدرم اى رسول خدا، آيا اجازه مىدهى كه من نيز همراه شما زير كسا باشم، فرمود:
وَعَلَيْكِ السَّلامُ يا بِنْتى، وَيا بَضْعَتى، قَدْ اذِنْتُ لَكِ، فَدَخَلْتُ تَحْتَ
و بر تو سلام باد؛ اى دخترم و اى پاره تنم، به تو اجازه دادم، پس زير كسا داخل شدم،
الْكِسآءِ، فَلَمَّا اكْتَمَلْنا جَميعاً تَحْتَ الْكِسآءِ، اخَذَ ابى رَسُولُ اللَّهِ بِطَرَفَىِ
هنگامى كه همه در زير كسا جمع شديم، پدرم رسول خدا دو طرف
الْكِسآءِ، وَ اوْمَئَ بِيَدِهِ الْيُمْنى الَى السَّمآءِ، وَقالَ اللَّهُمَّ انَّ هؤُلاءِ اهْلُ
كسا را گرفته و با دست راستش به آسمان اشاره كرده و فرمود: خدايا اينها خانواده
بَيْتى، وَخآصَّتى وَحآمَّتى، لَحْمُهُمْ لَحْمى، وَدَمُهُمْ دَمى، يُؤْلِمُنى ما
و نزديكان و همنشينان منند، گوشتشان از گوشت من و خونشان از خون من است، آنچه ايشان را آزار دهد
يُؤْلِمُهُمْ، وَيَحْزُنُنى ما يَحْزُنُهُمْ، انَا حَرْبٌ لِمَنْ حارَبَهُمْ، وَسِلْمٌ لِمَنْ
مرا مىآزارد و آنچه ايشان را غمگين مىكند، مرا غمگين مىكند، در جنگم با آن كه با آنان در جنگ است و در صلحم با آن كه