عبرتهاي خرداد - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٥٠ - وحدت و همدلي مؤمنان
دليل كه] در راه باطلي كه زمامدار باطلشان ميرود، شتابان فرمانبردارند، و شما در گرفتن حقِ من سستي ميورزيد... . به خدا سوگند دوست دارم معاويه شما را با افراد خود همچون مبادلة درهم و دينار با من سودا كند: ده نفرتان را از من بگيرد و يك مرد از آنان را به من ببخشد.
شگفت آنكه، رويِ سخن علي بن ابيطالب(عليه السلام) با كساني نيست كه بيعت شكستند و از صف افراد وي كناره گرفتند و به جنگ با ايشان پرداختند، بلكه اين سرزنشها خطاب به ياران وفاداري است كه همچنان در جبهه امام(عليه السلام) مانده بودند و درجنگهاي جمل، صفين و نهروان در ركاب حضرت با مخالفان ايشان كارزار كرده بودند.
بايد توجه داشت، اصحاب معاويه به لحاظ شعور و آگاهي در مرتبهاي بسيار پايين بودند، به گونهاي كه درباره ايشان گفتهاند «مردماني بودند كه شتر نر و ماده را از يكديگر تشخيص نميدادند».[١] آنان «جمعيتي بودند كه معاويه، روز چهارشنبــه برايشان نماز جمعه ميخواند»[٢] و همچون پيشوايشان، مردماني منحرف و خارج از حلقة حقيقي اسلام، و سزاوار لعن و نفرين خدا و رسول(صلى الله عليه وآله) بودند. اما با اين همه چرا حضرت سوگند ميخورَد كه دوست ميداشت معاويه هر مرد از سپاهيان خود را با ده نفر از ياران ايشان(عليه السلام) مبادله كند؟
پاسخ اين سؤال در گزيدة ذيل از همان خطبه مندرج است:
استنفرتكم للجهاد فلم تنفروا، و اسمعتكم فلم تسمعوا، و دعوتكم سراً و جهراً فلم تستجيبوا، و نَصَحْتُ لكم فلم تقبلوا،... اتلو عليكم الحكم فتنفرون منها، و اعظكم بالموعظة البالغة فَتَتَفَرّقون عنها، و
[١] عبدالحسين اميني، الغدير، ج١٠، ص١٩٥ ـ ١٩٦؛ علي بن حسين مسعودي، مروج الذهب و معادن الجوهر، ج٢، ص ٧٢. [٢] همان.