عبرتهاي خرداد - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٩٠ - فراگيري علوم دين
شدند. از سوي ديگر برخي از آنان بر اثر فداكاريها و فعاليتهاي تحسين برانگيزشان، در تودههاي مردم نفوذ كردند و محبوب جامعه شدند، و وقتي كسي در جامعه مقبوليت عامّ يافت و به يك قهرمان بدل شد به طور طبيعي تمام يا اكثر آراي او نيز پذيرفته ميشود، و به لحاظ رواني تفكيك ميان نظرات تخصصي و غير تخصصي او براي ديگران مشكل ميآيد. اين امر دربارة برخي گروهها نيز صادق است؛ يعني وقتي جامعه، گروهي را به دليل برخي افكار و فعاليتها و شعارهايش پسنديد و به او روي آورد، همه واقعيتها را از نظرگاه آنان مينگرد و ميپذيرد، و اين نقيصه، خود، يكي از راهكارهايي است كه دشمنان نيز بسيار از آن سوء استفاده ميكنند.
به هر روي، آنچه گذشت حكايت از آن دارد كه بينش ما دربارة اسلام ضعيف است؛ چراكه اگر چنين نباشد و امر دين همچون آفتاب در دلهاي ما بدرخشد، با تغيير شرايط اجتماعي و هجوم برخي امواج فكري، رنگ نميبازيم و در اعتقادات خود دچار شك و ترديد و نااميدي نميشويم. اين از خصوصيات كساني است كه نفس و بينش آنان ضعيف است و بر اثر كاهلي در امر تحقيق و تعمّق در مباني اعتقادي، به فكر خود اعتماد ندارند، و شرايط اجتماعي و محيطي به سرعت بر آنان اثر ميگذارد.
يكي از امامان معصوم(عليهم السلام) دربارة شناسايي حقيقت به يكي از اصحاب خاص خويش ميفرمايد كه ميبايد حق را چنان بشناسي كه اگر تمام عالم جمع شوند و عقيدة تو را تكذيب كنند، كوچكترين ترديدي در دلت راه نيابد.
البته اين نكته را نيز نبايد از نظر دور داشت كه يقين حقيقي، گوهري است كه تنها از راه كسب علم و تقويت بنية علمي و فلسفي به دست نميآيد. يقين، موهبتي است كه دست يافتن به آن نيازمند تزكيه و تهذيب نفس و نيز لطف پروردگار است:
إِنَّكَ لاَ تَهْدِي مَنْ أَحْبَبْتَ وَلَكِنَّ اللهَ يَهْدِي مَن يَشَاء وَهُوَ أَعْلَم