عبرتهاي خرداد - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٥ - موضع مردم و رهبران مذهبي در قبال پادشاهان
ضمن ابراز علاقه و ارادتِ ويژه به ايشان مينويسد: «من اميدوارم در فرداي قيامت با شما محشور گردم».[١] اما ميرزاي قمي(رحمه الله) در پاسخ اين نامة شاه قاجار مينويسد: «من شما را دوست ندارم؛ زيرا ميترسم در قيامت با شما محشور گردم؛ چون در حديثي از پيغمبر اسلام(صلى الله عليه وآله) چنين نقل شده: لو أنّ رجلاً أحبّ حجراً لَحَشَرَهُ اللّه معهُ.[٢] هر كس، كسي را دوست داشته باشد در قيامت با او محشور ميشود. اگر كسي سنگي را هم دوست داشته باشد در قيامت با همان سنگ محشور ميشود. من به خدا پناه ميبرم از اينكه با تو محشور شوم؛ براي آنكه تو ظالم هستي، و من تو را دوست ندارم».[٣]
اين ابراز برائت، تنها، نمونهاي از روياروييهاي بزرگان مذهبي و مردم ايران در برابر حكومتهاي غيرديني و پادشاهي است، و از آبشخور فرهنگ اصيل شيعه سرچشمه ميگيرد كه حكومت و ولايت را، حقيقتاً از آنِ امامان معصوم(عليهم السلام) يا جانشينان آنان ميداند.
اين موضعِ ريشهدار مردم و رهبران مذهبيِ آنان در قبال دستگاههاي حكومتي، هرچند خود واكنشي در برابر حقستيزيِ حاكمان جور بود، تلاش بيشترِ اين دستگاهها را براي دينستيزي و دينزدايي در جامعة اسلامي دامن ميزد.
به اين ترتيب، حكومتها با شگردهاي مختلفي ميكوشيدند تا موقعيت و قدرت خود را حفظ كنند؛ گاه با تظاهر به جانبداري از دين و پايبندي به
[١] عبدالهادي حائري، نخستين روياروييهاي انديشهگران ايران، ص ٣٤٨. گفتني است نامههاي ديگري نيز ار جانب فتحعليشاه براي مرحوم ميرزاي قمي ارسال شده است. براي اطلاع در اين زمينه مراجعه كنيد به: حسين مدرسي طباطبايي، پنج نامه از فتحعلي شاه قاجار به ميرزاي قمي، ج ١٠، ش ٤. [٢] محمّدباقر مجلسي، بحارالانوار، ج ١٤، ص ٥٠٢. [٣] در نامههاي ديگري نيز كه ميرزاي قمي براي فتحعلي شاه ارسال كردهاند چنين برخوردهايي به چشم ميخورد. مراجعه كنيد به: عبدالهادي حائري، نخستين روياروييهاي انديشهگران ايران، ص ٣٢٧ ـ ٣٢٨.