عبرتهاي خرداد - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٩٧ - ترور شخصيت پيامبران
تهمت: آنگاه كه مسخرگيها نتيجهاي نميبخشيد و پايمردي رسولان ادامه مييافت، تهمتها و نسبتهاي ناروا بر ايشان آغاز ميشد؛ تهمت جادوگري، ديوانگي، شاعري،[١] سفاهت،[٢] سحر زدگي[٣] و كهانت از جملة اين نسبتهاي نارواست.[٤]
براي نمونه قرآن ميفرمايد: كَذَلِكَ مَا أَتَي الَّذِينَ مِن قَبْلِهِم مِّن رَّسُولٍ إِلاَّ قَالُوا سَاحِرٌ أَوْ مَجْنُون؛[٥] «بدينسان بر كساني كه پيش از آنان بودند هيچ پيامبري نيامد جز اينكه گفتند: ساحر يا ديوانهاي است».
بهانهجويي و جدال: پس از استهزاها و تحقير و تهمتها بر ضد انبيا و بينتيجه ماندن تمام اين نيرنگها، بهانهجوييهاي دشمنان آغاز ميگرفت. آنان ميكوشيدند به بهانههاي مختلف از قبول دعوت حق سر باز زنند و ديگران را نيز در اين راه با خود همراه سازند: روزي ميخواستند خدا به طور مستقيم با آنان سخن بگويد؛[٦] روز ديگر ايمان آوردن خود را منوط به آن ميكردند كه معجزاتي همچون معجزات پيامبرانشان در اختيارشان نهاده شود؛[٧] گاه ميخواستند فرشتگان بر آنان نازل شوند[٨] يا خدا را به چشم خود و آشكارا ببينند،[٩] و گاه به پيامبر ميگفتند كه بايد قرآن ديگري بياورد،[١٠]... .
[١] صافات (٣٧)، ٣٦؛ انبياء(٢١)، ٥؛ طور(٥٢)، ٣٠. [٢] اعراف (٧)، ٦٦. [٣] اسراء (١٧)، ٤٧. [٤] تهمتهاي ديگري نيز به انبيا(عليهم السلام) نسبت داده شده است؛ از جمله:
دينفروشي(غافر، ٢٦)؛ دروغگويي(غافر، ٣٧)؛ افساد در زمين (اعراف، ١٢٧؛ غافر، ٢٦)؛ وطنفروشي (اعراف، ١١٠؛ طه، ٥٧ و ٦٣؛ شعراء، ٣٥)؛ زورگويي و قتل (قصص،١٩).
[٥] ذاريات(٥١)، ٥٢. [٦] بقره(٢)، ١١٨. [٧] انعام(٦)، ١٢٣ـ١٢٤. [٨] فرقان(٢٥)، ٢١. [٩] نساء(٤)، ١٥٣؛ فرقان(٢٥)، ٢١. [١٠] يونس(١٠)، ١٥.