عبرتهاي خرداد - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٤٨ - وحدت و همدلي مؤمنان
امير مؤمنان(عليه السلام) در دوران كوتاه ولي بسيار با بركتِ حكومتِ خود، با مشكلات فراوان اقتصادي، نظامي، اجرايي، اخلاقي و... رو به رو بود،[١] اما آنچه بيش از تمام اينها مانع پيشبرد اهداف الهيِ حضرت ميشد فقدان اتحاد و هماهنگي و فرمانبرداري نيروهاي امام علي(عليه السلام) بود: كساني كه با حضرت بيعت كرده بودند و تحت امر ايشان قرار داشتند و ميبايست براي اجراي دستورات امام و شركت در جنگ بر ضد ياغيان و باغيان زمان، زير پرچم اميرالمؤمنين(عليه السلام) ميماندند و فرمانهاي ايشان را بيچون و چرا گردن مينهادند، سستي ميورزيدند و راه تفرقه و اِعمال برداشتها و سليقههاي شخصي را پيش ميگرفتند.
امام علي(عليه السلام) بارها از وجود چنين نقيصة بزرگي در ميان افراد خود، شكوه كرده است.
در سال چهلم هجرت آنگاه كه گزارشهاي پي در پيِ شكست ياران امام به كوفه رسيد، و «عبيدالله بن عباس« و «سعيد بن نمران»، فرمانداران حضرت در يمن، از «بسر بن ارطاة» ـ فرماندة سنگدل و خونريز معاويه ـ شكست خوردند و به كوفه بازگشتند، حضرت در سرزنش ياران خود به دليل سستي و كندي در امر نبرد، و نافرماني از دستورات فرماندهانشان خطبهاي ايراد فرمود كه در گزيدهاي از آن چنين ميخوانيم:
أنبئتُ بُسراً قد اطَّلع اليمن، و انّي و الله لَأظُنّ أنّ هؤلاء القوم سيدالون منكم باجتماعهم علي باطلهم، وتفرُّقكم عن حَقِّكُمْ، و بمعصيَتِكُمْ امامكم في الحقّ و طاعتهم امامهم في الباطل، وبأدائِهم الامانةَ الي صاحبهم و خيانتكم، و بصلاحهم في بلادهم و فسادكم فَلوِائْتَمنت احدكم علي قَعبٍ لَخَشيت أن يذهبَ بِعلاقتهِ...؛[٢]
[١] حضرت در خطبههاي پرشماري به اين مشكلات پرداختهاند. براي مثال مراجعه كنيد به: نهجالبلاغه، خطبههاي ٣، ٣٣، ٤١، ٤٧، ٥٤، ٧٠، ١٧٤، ١٩٢. [٢] نهجالبلاغه، خطبة ٢٥، همچنين شبيه همين مطالب را در خطبة ٢٧ ميتوان ديد.