آموزش عقايد - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٣٠٦ - ضرورت وجود امام
براى رسول اكرم(ص) نخواهد بود. جانشينى كه داراى علم خدادادى باشد تا بتواند حقايق دين را با همه ابعاد و دقايقش بيان كند، و داراى ملكه عصمت باشد تا تحت تأثير انگيزه هاى نفسانى و شيطانى واقع نشود و مرتكب تحريف عمدى در دين نگردد. و نيز بتواند نقش تربيتى پيامبر اكرم(ص) را بعهده بگيرد و افراد مستعد را به عاليترين مدارج كمال برساند و همچنين در صورت مساعد بودن شرايط اجتماعى، متصدّى حكومت و تدبير امور جامعه شود و قوانين اجتماعى اسلام را اجراء كند و حق و عدالت را در جهان گسترش دهد.
حاصل آنكه: ختم نبوت هنگامى كه موافق با حكمت الهى خواهد بود كه توأم با نصب امام معصوم باشد امامى كه همه ويژگيهاى پيامبر اكرم(ص) به جز نبوت و رسالت را دارا باشد.
بدين ترتيب، هم ضرورت وجود امام، ثابت مىشود؛ و هم لزوم علم خدادادى و مقام عصمت براى وى؛ و هم اينكه بايد از طرف خداى متعال، نصب شود زيرا اوست كه مىداند چنين علمى و چنين ملكهاى را به چه كسى عطا فرموده و اوست كه اصالتاً حق ولايت بر بندگانش را دارد و مىتواند چنين حقى را در مرتبه نازلتر به افراد واجد شرايط بدهد.
لازم به تذكر است كه اهل سنّت، هيچيك از اين ويژگيها را براى هيچيك از خلفاء، قائل نيستند و نه ادّعاى منصوب بودن آنان از طرف خدا و پيغمبر را دارند و نه ادّعاى علم خدادادى و ملكه عصمت براى خلفاء. بلكه موارد زيادى از لغزشها و اشتباهات و عجز ايشان از پاسخگويى به سؤالات دينى مردم را در كتابهاى معتبر خودشان ثبت كردهاند و از جمله از خليفه اول نقل كردهاند كه گفت: «انّ لى شيطاناً يعترينى» و از خليفه دوم نقل كردهاند كه بيعت با خليفه اول را «فلته» (كار عجولانه و حساب نشده) ناميد١ و نيز بارها اين جمله را به زبان آورد: «لو لا علىّ لهلك عمر»٢ و اما لغزشهاى خليفه سوم٣ و خلفاء بنى اميّه و بنى عبّاس، واضحتر از آن است كه نيازى به اشاره داشته باشد و هر كس اندك آشنايى با تاريخ مسلمين داشته باشد به قدر كافى، از اين مطالب آگاه مىباشد.
تنها شيعيان هستند كه به وجود شرايط سه گانه در امامان دوازده گانه معتقدند. و با توجه به
[١] ر. ك: شرح نهج البلاغه، ج ١، ص ١٤٢، ١٥٨، ج ٣، ص ٥٧. [٢] ر. ك: الغدير، ج ٦، ص ٩٣ به بعد. [٣] ر. ك: الغدير، ج ٨، ص ٩٧ به بعد.