آموزش عقايد - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢١٢ - حلّ چند شبهه
يوسف، مرتكب دزدى نشده بودند.
جواب اينست كه اينگونه سخنان كه بحسب بعضى از روايات از روى «توريه» «= اراده معناى ديگر» گفته شده بخاطر مصالح مهمترى بوده و از بعضى از روايات مىتوان استظهار كرد كه با الهام الهى بوده است چنانكه در داستان حضرت يوسف (عليه السلام) مىفرمايد: «كَذلِكَ كِدْنا لِيُوسُفَ» و بهرحال، چنين دروغهايى گناه و مخالف با عصمت نيست.
٦- شبهه ششم آنكه: در داستان حضرت موسى (عليه السلام) آمده است كه يك فرد قبطى را كه با يكى از بنى اسرائيل درگير شده بود به قتل رسانيد و به همين جهت از مصر فرار كرد و هنگامى كه از طرف خداى متعال، مأمور به دعوت فرعونيان شد عرض كرد: «وَ لَهُمْ عَلَيَّ ذَنْبٌ فَأَخافُ أَنْ يَقْتُلُونِ»١ و سپس در پاسخ فرعون كه قتل مزبور را به او گوشزد كرد فرمود: «فَعَلْتُها إِذاً وَ أَنَا مِنَ الضّالِّينَ»٢. اين داستان چگونه با عصمت انبياء حتى قبل از بعثتشان سازگار است؟
جواب اين است كه اولا قتل فرد قبطى، عمدى نبود بلكه در اثر نواختن مشتى بر وى اتفاق افتاد. ثانياً جمله «وَ لَهُمْ عَلَيَّ ذَنْبٌ» بر طبق نظر فرعونيان گفته شده و منظور اين است كه ايشان مرا قاتل و گنهكار مىدانند و مىترسم بعنوان قصاص مرا بكشند. و ثالثاً جمله «وَ أَنَا مِنَ الضّالِّينَ» يا از روى مماشات با فرعونيان گفته شده كه گيرم در آن موقع، من گمراه بودم ولى اينك خدا مرا هدايت كرده و با براهين قاطع بسوى شما فرستاده است، و يا منظور از «ضلال» ناآگاهى از عواقب آن كار بوده است و در هر صورت، دلالتى بر مخالفت حضرت موسى (عليه السلام) با تكليف الزامى الهى ندارد.
٧- شبهه هفتم آنكه: در آيه (٩٤) از سوره يونس، خطاب به پيامبر اكرم (صلّى اللّه عليه و آله و سلّم) مىفرمايد: «فَإِنْ كُنْتَ فِي شَكّ مِمّا أَنْزَلْنا إِلَيْكَ فَسْئَلِ الَّذِينَ يَقْرَؤُنَ الْكِتابَ مِنْ قَبْلِكَ لَقَدْ جاءَكَ الْحَقُّ مِنْ رَبِّكَ فَلا تَكُونَنَّ مِنَ المُمْتَرِينَ» و در آيات (١٤٧) از سوره بقره و (٦٠) از آل عمران و (١١٤) از انعام و (١٧) از هود و (٢٣) از سوره سجده نيز آن حضرت را از شك و ترديد، نهى مىفرمايد، پس چگونه مىتوان گفت كه ادراك وحى، غيرقابل شك و ترديد
[١] سوره شعراء، آيه ١٤. [٢] سوره شعراء، آيه ٢٠.