آموزش عقايد - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٨٩ - حلّ چند شبهه
اختلافات، نقش تعيين كنندهاى در سرنوشت ابدى انسانها ندارد و چه بسا فردى يا گروهى كه به ساده ترين وجهى زندگى كرده و از حداقل نعمتهاى مادى و دنيوى، بهرهمند شده و در عين حال، به درجات والايى از كمال و سعادت، نائل گشته است و چه بسا فرد يا گروهى كه از پيشرفته ترين صنايع و علوم و بهترين وسايل زندگى، برخوردار بوده و در اثر ناسپاسى و غرور و استكبار و ستم به ديگران در پست ترين دركاتِ شقاوت، سقوط كرده است.
البته انبياء الهى غير از انجام وظيفه اصلى يعنى هدايت بشر بسوى كمال و سعادت حقيقى و ابدى كمكهاى فراوانى به بهتر زيستن مردم در همين زندگى دنيا كردهاند و هر جا حكمت الهى، اقتضاء داشته تا حدودى پرده از حقايق ناشناخته و اسرار طبيعت برداشتهاند و به پيشرفت تمدن بشر كمك كردهاند چنانكه نمونه هاى اين گونه كمكها را در زندگى حضرات داود و سليمان و ذوالقرنين (عليهم السلام) مىتوان يافت١ و يا در اداره جامعه و حُسن تدبير امور، تلاشهايى انجام دادهاند چنانكه حضرت يوسف (عليه السلام) در سرزمين مصر، انجام داد٢ ولى همه اينها خدماتى زائد بر وظيفه اصلى ايشان بوده است.
و اما درباره اينكه چرا انبياء الهى براى پيشبرد مقاصدشان از قدرت صنعتى و اقتصادى و نظامى، استفاده نكردند بايد گفت: هدف انبياء (عليهم السلام) همانگونه كه بارها گفته شد فراهم كردن زمينه براى انتخاب آگاهانه و آزادانه بوده است و اگر مىخواستند با توسّل به قدرتهاى غيرعادى، قيام كنند رشد معنوى و تكامل آزادانه براى انسانها حاصل نمىشد بلكه مردم تحت فشار قدرت ايشان تن به پيروى در مىدادند نه با انگيزه الهى و براساس انتخاب آزاد.
اميرمؤمنان (عليه السلام) در اين باره مىفرمايد:
«اگر خداى متعال مىخواست هنگامى كه پيامبران را برمى انگيخت گنجينه هاى زر و سيم و معادن گوهرهاى ناب و باغ و بستانهاى پرميوه را در اختيار ايشان قرار مىداد و پرندگان هوا و چرندگان زمين را به خدمت ايشان مىگماشت و اگر چنين مىكرد زمينه
[١]ر. ك: سوره انبياء: آيه ٧٨-٨٢، سوره كهف: آيه ٨٣-٩٧، سوره سبأ: آيه ١٠-١٣، لازم به تذكر است كه بر حسب چند روايت ذوالقرنين پيامبر نبوده بلكه از اولياء خدا بوده است. [٢] ر. ك: سوره يوسف، آيه ٥٥.