لقاي الهي - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٢٩ - ارتباط شناخت علمي لقاي الهي با اميد داشتن به آن
فرآيند تبديل شدن دانه به گياه پي به فعل الهي ميبريم و گرنه نميتوانيم حقيقت و كُنه فعل خداوند را درك كنيم، و همچنين درك كُنه و حقيقت لقاي الهي براي ما ميسر نيست. شناخت حقيقي لقاي الهي و درك آن لقا با علم حضوري ويژه پيامبران و ائمه اطهار(عليهم السلام) و اولياي خاص خداي متعال است. همان گونه كه ما نميتوانيم حقيقت و كُنه ذات الهي و ويژگيهاي او را درك كنيم و تصور و درك ما از خداوند مبهم و در حد مفاهيمي است كه از طريق آثار ذات و صفات الهي در ذهن ما راه پيدا كردهاند و در اصطلاح علم ما به ذات و صفات الهي بالوجه[١] است، نميتوانيم حقيقت لقا و وصول به خداوند را درك كنيم و تصور و درك ما از آن مبهم و ناقص است. مفهوم تقرب به خداوند را ميپذيريم؛ اما شناخت و درك ما از تقرب به خداوند و رسيدن به لقاي او مبهم و ناقص است و اميد به لقاي الهي از طريق همين شناخت و درك بالوجه لقاي الهي براي ما حاصل ميشود. كساني هم هستند كه همين شناخت مبهم و ناقص را نيز برنميتابند و ميگويند نميتوان از لقاي خداوند
[١] علم به وجه در علم حضوري اشراقي عبارت است از حضور هويت اثر شيء و وجه شيء از آن جهت كه اثر آن شيء و وجه آن شيء است، براي مدرك؛ مثل حضور معلوم بالذات و مجعول بالذات شيء براي مدرك، خواه آن مدرك خود معلول بالذات باشد يا غير آن... به عبارت ديگر، حضور اثر و فيض به حضور اشراقي از براي مدرك، حضور مؤثر و مفيض است به حضور اشراقي از براي آن و ليكن اين حضور به وجه است نه به كُنه، به نحو نقصان است نه به نحو تمام؛ به وجه قصور است نه به وجه كمال. علم به وجه در علم حصولي عبارت است از حصول صورت نعتي از نعوت و خاصهاي از خواص شيء در نزد مدرك؛ مثل صورت ضاحك و كاتب در نزد مدرك از آن حيث كه نعتي از نعوت و خاصهاي از خواص انسانند (ملاعبدالله زنوزي، همان، صص ٨٥ ـ ٨٣).