لقاي الهي - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٠١ - مراتب و درجات عبادت
كه حقيقت و واقعيت عبادت خدا چيزي جز بروز بندگي او نيست و اعمال و مناسکي که به عنوان عبادت خدا معرفي شدهاند، همه براي اين است که ما نشان دهيم که به بندگي خدا ميپردازيم، آيا کسي که حقيقتاً خدا را عبادت ميکند، ممکن است دلش به غير خدا بستگي يابد و فکرش متوجه غير خدا باشد و ادعا کند که خدا را عبادت ميکند؟
کسي که در نماز توجهي به خدا ندارد و دلش با غير خداست، مانند کسي است که به هنگام گفت و گو با دوستش روي خود را از او برميگرداند و به او پشت ميکند. بيترديد چنين رفتاري بيادبي و اهانت است. هنگامي كه ما براي برپايي نماز در برابر خدا ايستادهايم و ميگوييم «اياک نعبد»؛ يعني خدايا روي دل ما متوجه توست و ما تنها تو را سزاوار پرستش ميدانيم، اگر در آن حال دلمان از خدا به جاي ديگر منصرف گردد، به ساحت پروردگار خود اهانت و جسارت کردهايم و حتي اگر در برابر چنين رفتاري کيفر نشويم و خدا از رفتار ما درگذرد، بيشک چنين عبادتي ما را به قرب الهي نميرساند.
مرتبه سوم: لطيفترين و عاليترين درجه عبادت اين است و بنده در اين مرتبه با همه وجود خدا را بندگي کند و براي خود شأني و حيثيتي جز بندگي خدا قائل نباشد. چنين بندهاي نه تنها با همه وجود براي خدا نماز ميخواند و در هنگام نماز و ديگر عبادات تنها به خداوند توجه دارد، بلکه كارهاي روزمره؛ همانند خوردن و آشاميدن را نيز براي خداوند و در راستاي بندگي او انجام ميدهد.