حدیث حوزه - حدیث حوزه - الصفحة ٦٠ - مخاطب حدیث و نقش آن در شناخت قضایای حقیقیه و خارجیه
همچنین با عبارت «اما انت فلا»[٢٤٩] میتوان مواردی یافت که امام (علیهالسلام) پس از بیان حکم حقیقی مسئله، مخاطب را استثنا کرده، حکم وی را جداگانه بیان کردهاند.
نتیجه آنکه، عدم پذیرش عمومی جامعه میتواند یکی از علل صدور روایات متناسب با مخاطب باشد. معصوم (علیهمالسلام) با در نظر گرفتن واقع خارجی حکمی را بیان کردهاند و به مرور زمان حکم واقعی مطرح شده است. اینجا در ظاهر میان کلمات معصومان (علیهمالسلام) تعارض و تناقض هست، در صورتی که بین احکام حقیقی تعارضی نیست؛ آنچه در ظاهر تعارض دارد، حکم خاص با حکم حقیقی است.
ششم: پایبندی مخاطب به شریعت
پایبندی مخاطبان به شریعت و عمل به مستحبات، یکی دیگر از موضوعاتی است که تفاوت در تعلیم معصومان (علیهمالسلام) را در پی دارد. اسلام شریعت سمحه و سهلهای است[٢٥٠] که تکالیف شاق و سخت ندارد و واجبات و محرمات بر طبق این قانون وضع شدهاند.[٢٥١] برخی تکالیف وجوب همگانی ندارند و چهبسا انجام آن از جانب افرادی، مکروه و یا حرام باشد. معصومان (علیهمالسلام) با عنایت به این موضوع، از بیان عمومی برخی مستحبات برای همۀ افراد خودداری کرده و با توجه به ظرفیت و توان اصحاب، این تکالیف را بیان میکردند.
معاویۀ بن عمار به امام صادق (علیهالسلام) عرض میکند: «آیا قضای نافلههای ظهر و عصر را در مسافرت، در شب بخوانم؟ امام میفرمایند: بخوان. همین سؤال را اسماعیل بن جابر میپرسد. حضرت میفرمایند: خیر. اسماعیل میپرسد: به اسحاق فرمودید بخواند؟! امام میفرمایند: او طاقت و تحمل این عبادت اضافه را دارد و تو نداری.»[٢٥٢]
روایت مزبور، این سؤال را مطرح میکند که: آیا قضای نوافل برای اسماعیل بن جابر ثوابی در پی نداشت؟ آیا نهی در اینجا به معنای ثواب کمتر است؟ در اینجا هیچ کدام از این دو احتمال، مطرح نیست؛ هر دو راوی از انجام اصل عمل سؤال میکنند، نه از میزان و مقدار ثواب. طبق این روایت، امام علت قضای نوافل برای راوی اول را توان و قوّت او در انجام عبادتی اضافه و سخت بیان میکند و منشأ نهی راوی دوم را عدم تحمل او میداند.
به نظر میرسد، با توجه به دیگر روایات همخانواده که به عدم استحباب قضای
[٢٤٩] . ر.ک: الکافی، ج٤، ص٢٣٩، ح٢؛ کتاب من لايحضره الفقيه، ج٢، ص٤٨٨، ح٣٠٤٤.
[٢٥٠] . ر.ک: الکافی، ج٥، ص٤٩٤، ح١؛ کتاب من لايحضره الفقيه، ج١، ص١٢، ح١٦.
[٢٥١] . در بعضی روایات اشاره شده که چون کار سختی بود، واجب نشد؛ ر.ک: الکافی، ج٣، ص٢٢، ح١.
[٢٥٢] . تهذیب الأحکام، ج٢، ص١٦، ح٤٦.