حدیث حوزه - حدیث حوزه - الصفحة ٥٧ - مخاطب حدیث و نقش آن در شناخت قضایای حقیقیه و خارجیه

قربانی کند. سپس فرد سومی همین سؤال را پرسید. فرمودند: باید گوسفندی قربانی بدهد. راوی می‌گوید: بعد از آن‌که آنان رفتند، پرسیدم: چگونه این پرسش، سه پاسخ متفاوت دارد؟ فرمودند: تو توانمند هستی، لذا باید یک شتر قربانی کنی؛ نفر دوم درآمدِ متوسطی داشت، باید گاو قربانی می‌کرد؛ و نفر سوم فقیر بود، گوسفند کفارۀ او می‌شد.»[٢٣٦]

در این روایت، امام (علیه‌السلام) با توجه به توانمندی خالد، حکم به قربانی کردن شتر می‌دهند، در حالی که قرینۀ خارجی برای فهم این مضمون به‌جز در کلام حضرت وجود ندارد.

با عنایت به این موضوع، در مقام تعارض و جمع بین روایات باید دقت داشت که چه‌بسا در مقام تخاطب، قرینۀ خارجی وجود داشته و نقل نشده است و این می‌تواند در صورتی که به ابهام در شناخت موضوع برگردد، حکم را مختص به واقعۀ خاص کند.

پنجم: مخاطب خاص و عموم جامعه

موضوع دیگری که عرف در بیان تکالیف به زیردستان دقت دارند، فرهنگ، درک و فهم آنان است.[٢٣٧] آیا انجام این تکلیف منجر به تنفر فرد از مولا می‌شود؟ آیا این فرد می‌تواند فهم صحیحی از این دستور داشته باشد؟ آیا این دستور منجر به سوءاستفاده افراد می‌شود؟ با توجه به این پرسش‌ها، در مواردی موالیان عرفی حکمی را وضع کرده، ولی تا فراهم نشدن بستر مناسب برای اجرای آن، از بیان اصل حکم یا جزئیات آن خودداری می‌کنند.

در سیرۀ معصومان (علیهم‌السلام) نیز بازتاب این موضوع وجود دارد؛ امامان: به جهت فراهم نبودن شرایط فرهنگی جامعه، حکمی را برای عموم به صورتی بیان می‌کردند و همان حکم برای افراد خاص به شکل دیگری بیان می‌شد.

حماد بن عثمان می‌گوید: «از امام صادق (علیه‌السلام) دربارۀ وطی در دبر پرسیدم، در حالی که در خانه جمعیتی حضور داشت. فرمودند: هر کس به مملوک خود بیش از حد طاقت او امر کند، باید او را بفروشد.[٢٣٨] سپس متمایل شده، خصوصی فرمودند: اشکالی ندارد.»[٢٣٩]

این‌جا، معصوم میان پرسش‌گر و جمعیت حاضر در منزل تفاوت گذاشتند؛ عمومی ‌مطلبی را بیان کردند که در ظاهر پاسخ سؤال است و اگر ادامۀ روایت نبود،


[٢٣٦] . کتاب من لايحضره الفقيه، ج٢، ص٣٦٣، ح٢٧١٦.

[٢٣٧] . این قانون در مواردی که مصلحت فوقانی وجود دارد، جایی ندارد.

[٢٣٨] . در بعضی نسخ، کلمه «فیلعنه» به جای «فلیبعه» قرار دارد.

[٢٣٩] . تهذیب الأحکام، ج٧، ص٤١٥، ح٣٣.