حدیث حوزه - حدیث حوزه - الصفحة ٥٦ - مخاطب حدیث و نقش آن در شناخت قضایای حقیقیه و خارجیه

را قدر متیقن در مقام تخاطب می‌دانند.[٢٣٣]

همین شیوه در سیرۀ معصومان (علیهم‌السلام) نیز وجود دارد؛ با این تفاوت که امام (علیه‌السلام) از ضمیر مخاطب نیز اطلاع دارد و پاسخ ایشان بسته به پرسش، قرینه‌ها و وقایع پیرامونی راوی متعدد خواهد بود؛ هرچند راوی این قرینه‌ها را در کلام خود ذکر نکند.

موسی بن اشیم می‌گوید: «از امام صادق (علیه‌السلام) پرسیدم: حکم مردی که همسر خود را در یک مجلس سه طلاق بدهد چیست؟ فرمودند: طلاق باطل است. سپس فردی وارد شد و از حضرت همین سؤال را پرسید. فرمودند: سه طلاق منعقد نمی‌شود؛ یک طلاق است و اگر بیشتر از سه طلاق بود، نه سه طلاق محسوب می‌شد نه یک طلاق. موسی بن اشیم می‌گوید: من از دوگانگی جواب به فکر فرو رفتم. ناگهان فرد سومی داخل شد و از حضرت همین سؤال را پرسید. حضرت فرمودند: سه طلاق صحیح است و باید این دو از هم جدا شوند تا محللی بیاید. راوی می‌گوید: آشفته شدم؛ امام در یک مجلس، در یک مسئله، سه پاسخ مختلف بیان می‌کنند! حضرت با غضب به من نگاه کردند و فرمودند: ای پسر اشیم! شک نکن. هنگامی که مردی همسر خود را در عادت ماهیانه و بدون عده طلاق دهد، طلاق او درست نیست، یک طلاق بدهد یا سه طلاق و اگر با شرایط طلاق، همسر خود را در یک مجلس سه طلاق بدهد، یک طلاق به حساب می‌آید و اگر مردی همسر خود را با شرایط و با عده سه بار طلاق بدهد، سه طلاق به حساب می‌آید و باید محلل بیاید؛ و همۀ این پاسخ‌ها درست است.»[٢٣٤]

طبق این روایت، امام (علیه‌السلام) در پاسخ یک سؤال مشترک که مخاطب و پرسش‌گر، جزئیات را بیان نکرده‌اند، سه پاسخ متفاوت بیان می‌کنند و هر سه پاسخ، حکم خاص، برای سؤال‌کنندۀ خاص است. امام (علیه‌السلام) قصد گمراه کردن سائل را ندارند. هم‌چنین بنا بر ظاهر روایت، پرسش‌گر دوم، هنگام توضیح حضرت حضور نداشته و حتی هنگام سؤال فرد سوم نیز حاضر نیست تا برای او نیز سؤال مطرح شود[٢٣٥]؛ در نتیجه، پاسخ امام، پاسخ مورد نیاز او بوده است. از این موضوع می‌توان نتیجه گرفت که امام (علیه‌السلام) در بیان پاسخ سؤال‌هایی که افراد عادی برای مشکلات شخصی خود می‌پرسیدند به قرینه‌ها، هرچند خود آن‌ها به آن توجه نداشتند، عنایت داشتند.

در روایت دیگری خالد بیاع می‌گوید: «از امام صادق (علیه‌السلام) پرسیدم: مردی پیش از انجام طواف نساء با همسر خود هم‌بستر می‌شود؛ کفارۀ او چیست؟ فرمودند: باید شتری قربانی کند. سپس فرد دیگری همین سؤال را پرسید. فرمودند: باید گاوی


[٢٣٣] . ر.ک: دروس في علم الأصول (موسوعة الشهيد الصدر) ج٧، الحلقة الثالثة، ص١١٠.

[٢٣٤] . مختصر البصائر، ص٢٧٧، ح٢٧٦؛ وسائل الشیعة، ج٢٢، ص٧٠، ح٢٨٠٤٩.

[٢٣٥] . در این روایت و یا روایت‌های دیگر، اشاره نشده که آن افراد حضور داشتند.