رهنمود و انتظار - پژوهشکده انقلاب اسلامی - الصفحة ٢٦
دولتها و مجالس فرمايشى كه از طرف سفارتخانههاى قدرتمندان بر ملت تحميل مىشد، و از همه بدتر وضع دانشگاهها و دبيرستانها و مراكز آموزشى، كه مقدرات كشور به دست آنان سپرده مىشد، با به كار گرفتن معلمان و استادان غربزده يا شرق زده صد در صد مخالف اسلام و فرهنگ اسلامى، بلكه ملى صحيح، با نام «مليت» و «ملى گرايى» «١» گر چه در بين آنان مردانى متعهد و دلسوز بودند لكن با اقليت فاحش آنان و در تنگنا قرار دادنشان كار مثبتى نمىتوانستند انجام دهند، و با اين همه و دهها مسائل ديگر، از آن جمله به انزوا و عزلت كشيدن روحانيان و با قدرت تبليغات به انحرفا فكرى كشيدن بسيارى از آنان، ممكن نبود اين ملت با اين وضعيت يك پارچه قيام كنند و در سرتاسر كشور با ايده واحد و فرياد «الله اكبر» و فداكاريهاى حيرت آور و معجزه آسا تمام قدرتهاى داخل و خارج را كنار زده و خود مقدرات كشور را به دست گيرد. بنابراين، شك نبايد كرد كه انقلاب اسلامى ايران از همه انقلابهاست جدا است: هم در پيدايش، و هم در كيفيت مبارزه، و هم در انگيزه انقلاب و قيام. و ترديد نيست كه اين تحفه الهى و هديه غيبى بوده كه از جانب خداوند منان بر اين ملت مظلوم غارت زده عنايت شده است.
(٢) اسلام و حكومت اسلامى پديده الهى است كه با به كار بستن آن سعادت فرزندان خود را در دنيا و آخرت به بالاترين وجه تأمين مىكند؛ و قدرت آن دارد كه قلم سرخ بر ستمگريها و چپاولگريها و فسادها و تجاوزها بكشد، و انسانها را به كمال مطلوب خود برساند. و مكتبى است كه، بر خلاف مكتبهاى غير توحيدى، در تمام شئون فردى و اجتماعى و مادى و معنوى و فرهنگى و سياسى و نظامى و اقتصادى دخالت و نظارت دارد؛ و از هيچ نكته، ولو بسيار ناچيز، كه در تربيت انسان و جامعه و پيشرفت مادى و معنوى نقش دارد فروگذار ننموده است؛ و موانع و مشكلات سر راه تكامل را در اجتماع و فرد گوشزد نموده، و به رفع آنها كوشيده است. اينك كه به توفيق و تأييد خداوند جمهورى اسلامى با دست تواناى ملت متعهد پايه ريزى شده، و آنچه در اين حكومت