احوال وآثار محمد بن جرير طبرى ( فارسي ) - شهابی، علی اکبر - الصفحة ٨١ - ترجمهء فارسى تفسير طبرى
به فارسى ترجمه شده است و خوشبختانه ترجمهء مذكور كه از قديمترين آثار نثر فارسى است در دست مىباشد .
« اين كار يعنى ترجمهء تفسير محمد بن جرير با ترجمهء تاريخ ظاهراً در يك زمان ابتدا شده و بايد در حدود ٣٥٢ يا سالى پيش و پس باشد . اين ترجمه در ١٤ مجلد گرد آمده و سپس آن را بهفت مجلد كردهاند ، هر مجلدى سبعى از قرآن و نسخهء نفيسى از آن كه تحريرش سال ٦٠٦ هجرى است در هفت مجلد در كتابخانهء سلطنتى ايران موجود است كه از كتب مقبرهء شيخ صفى الدين بوده و جلد چهارم آن مفقود است » [ ١ ] اينك در اين جا براى مزيد فايده نمونهاى از ترجمهء تفسير طبرى مىآوريم [ ٢ ] از مقدمهء تفسير « اين كتاب تفسير بزرگست از روايت محمد بن جرير الطبرى رحمة الله عليه به زبان پارسى درى راه راست [٣] و اين كتاب را بياوردند از بغداذ چهل مصحف بوذ نبشته به زبان تازى ، و باسنادهاى دراز بوذ ، و بياوردند سوى امير سيد مظفر ابو صالح منصور بن نوح بن نصر بن احمد بن اسماعيل رحمة الله عليهم اجمعين . پس دشخوار آمد بر وى خواندن اين كتاب و عبارت كردن آن به زبان تازى و چنان خواست كى مر اين را ترجمه كنند به زبان پارسى ، پس علماى ما وراء النهر را گرد كرد و اين از ايشان فتوى كرد كى روا باشذ كه ما اين كتاب را به زبان پارسى گردانيم ؟ گفتند روا باشد خواندن و نبشتن قرآن بپارسى مرآن كسى را كه او تازى ندانذ از قول خداى عز و جل كه گفت :
* ( ما أَرْسَلْنا من رَسُولٍ إِلَّا بِلِسانِ قَوْمِه ١٤ : ٤ ) * ، گفت من هيچ پيغامبرى را نفرستادم مگر به زبان قوم او ، و آن زبان كايشان دانستند ، و ديگر آن بوذ كاين زبان پارسى از قديم باز دانستند از روزگار آدم تا روزگار اسماعيل ( ع ) و همهء پيغامبران و ملوكان زمين بپارسى سخن گفتندى و اول كسى كه سخن گفت به زبان تازى اسماعيل ( ع ) پيغامبر بوذ
[ ١ ، ٢ ] جلد دوم سبك شناسى ملك الشعراء بهار
[٣] يعنى درى ساده و همه كس فهم . )