معراجنامه - ابن سينا - الصفحة ٢٢
آشفته و دروا شدم و برابر جبرئيل روان شدم يعنى كه از عالم محسوسات اعراض كردم و بمدد عقل غريزى بر اثر فيض قدسى روان شدم وانكه گفت بر اثر جبرئيل براق را ديدم بداشته يعنى عقل فعال كه قاهر و غالب بر قوتهاى قدسى است و ليكن مدد او بعقول بيش از آن رسد كه بدين عالم كون و فساد و از عقل علوى اوست كه برتر پادشاه است و ارواح را مدددهنده است در هر وقتى بدان چه لايق آنست باشد و به براق مانند از آن كرد كه روشن بود و مدد رونده مركب باشد و در آن سفر مددكننده او خواست بودن لاجرم بنام مركب خواندش وانگه گفت از خرى بزرگتر بود و از اسبى كهتر يعنى از عقل انسانى بزرگتر بود و از عقل اول كوچكتر وانگه گفت روى او چون روى آدميان بود يعنى مايل است بتربيت انسان و چنان شفقت دارد بر آدميان كه جنس را باشد بر نوع خود و مانندگى آدميان بطريق شفقت و تربيت است وانكه گفت دراز دست و دراز پاى است يعنى كه فايده او بهمه جا ميرسد و فيض او همه چيزها را تازه ميدارد وانكه گفتم خواستم بر وى نشينم سركشى كرد جبرئيل يارى داد مر تا رام شد يعنى بحكم آنكه در عالم جسمانى بود خواستم كه بر وى نشينم يعنى بر صحبت وى پيوندم قبول نكرد تا آنكه قوت قدسى مرا غسل كرد از مشغلهاى جهل و عوائق با جسم مجرد كشتم و بوسيلت او بفيض و فايده عقل فعال رسيدم