زندگانى حضرت امام حسن عسكرى(ع) - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٦٧ - سخنان تابناك

نيروى صنع خويش تو را يار باد، خدايت رحمت كند، نامه‌ات را (خواندم و) فهيمدم ما به شكر خدا و نعمت او اهل بيتى هستيم كه بر دوستان خود دلسوزيم، و به احسان پياپى خدا و بخشش وى بديشان خوشحاليم، و هر نعمتى كه خداى تبارك و تعالى بر آنها ارزانى دارد به حساب آوريم. اى اسحاق! خداوند بر تو و هَمتايانت نعمت خود را تمام كند، تمام آن كسانى كه خداوند به آنها مهر ورزيده و به نعمت خود آنان را همچون تو بينا كرده و كمال نعمت خود را به بهشت رفتن آنان، مقدّر داشته است. هر نعمتى هر چه هم والا و با ارزش باشد چيزى نيست جز آنكه- به خاطر سپاس و ستايش خداوند و منزّه دانستن نام‌هاى مقدس او- بايد شكر آن ادا شود. و من مى‌گويم «الحمد للَّه» برترين چيزى است كه ستاينده خدا او را تا ابد سپاس گزارده در برابر منّتى كه خداوند بر تو نهاده است از رحمت خويش و تو را از هلاكت رهايى بخشيده، و راه تو را در گذر از آن گردنه هموار فرموده. به خدا سوگند كه آن گردنه‌اى است بس دشوار و گذر از آن سخت و بلايش بزرگ و در كتابهاى پيشينيان از آن ياد شده. شما در دوران امام گذشته تا زمانى كه از دنيا رفت و در دوران امامت من كارهايى داشتيد كه پسنديده و موفّق نبود.

اى اسحاق! يقيناً بدان كه هر كس از اين دنيا كور و نابينا بيرون رفت در آخرت هم كور باشد و گمراهتر.

اى اسحاق! ديدگان كور نيستند بلكه دلهايى كه درون سينه‌هايند كوراند و اين سخن خداست در كتاب استوارش از قول ستمگرى، آنجا كه‌