زندگانى حضرت امام حسن عسكرى(ع) - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٥٨ - ب- مرجعيّت خردمندانه دينى

«اسحاق! نامه ما را بر على بلالى كه خدا از او راضى باد، بخوان كه او ثقه و مورد اعتماد است و بدانچه بر او واجب است آگاه و داناست». [١]

١٦- عمرى، فرزند عثمان بن سعيد. او نيز همچون پدرش يكى از اركان نظام مرجعيّت است كه ائمه عليهم السلام در ميان شيعيان پايه آن را گذاردند. او از سوى ائمه در امور مربوط به شيعه، مورد اعتماد بود.

احمد بن اسحاق از امام عسكرى پرسيد: با چه كسى ارتباط داشته باشم؟ و جواب مسائل خود را از چه كسى بگيرم و سخن چه كسى را بپذيرم؟ امام بدو فرمود: «عمرى، عثمان بن سعيد و فرزندش (يعنى محمّد)! آن‌دو ثقه هستند وهرچه به تو رساندند از جانب من رسانده‌اند». [٢]

به هنگام وفات پدر محمّد بن عثمان، توقيعى از سوى امام منتظر عليه السلام در اين باره خطاب به وى صادر شد كه در آن آمده بود:

«خداوند تو را پاداش فراوان دهد و صبر نيكو در مصيبت او به تو عطا فرمايد. تو مصيبت زده شدى و ما نيز مصيبت زده شديم. پس از فراق او تو و نيز ما تنها مانديم. پس خداوند او را در آرامگاهش شاد دارد. از كمال سعادت پدرت آن است كه خداوند فرزندى چون تو بدو عطا فرموده كه پس از وى جانشين او باشى و به كارى كه او مى‌كرد، بپردازى و از براى او ترحم كنى و طلب آمرزش نمايى.» [٣]

اينان كه نامشان گفته شد برخى از وكلا و نوّاب امام و كسانى بودند كه‌


[١] - حياة الامام العسكرى، ص ١٥٥.

[٢] - حياة الامام العسكرى، ص ١٦٨.

[٣] - حياة الامام العسكرى، ص ١٦٨.