زندگانى حضرت امام حسن عسكرى(ع) - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٥٩ - ب- مرجعيّت خردمندانه دينى
اركان نظام مرجعيّت در ميان امّت، بدانها استحكام يافت. نظام مرجعيّت به مثابه شيوهاى در حركت سياسى و راهى استوار براى دعوت به خدا و سازماندهى مكتبى براى جامعه، قلمداد مىشود. همچنين اين نظام مىتواند، به وقت بازگشت حكومت به دست اهل آن، نظامى سياسى براى امّت باشد. نظام مرجعيّت همچون نظام امامت از ژرفاى دين سرچشمه مىگيرد. چون اين نظام به دور از غوغاى طايفه گرايى وعشيرت زدگى است همچنانكه با روح حزب گرايى و گروهگرايى، فاصله دارد.
طايفه شيعه همواره در زير سايه اين تشكّل مكتبى، از دوران ائمه اطهار عليهم السلام، زندگى كرده و از تواناييهاى شگرف آن برخوردار بوده است.
اگر چه عقب ماندگى مردم گاه موجب توقف آن مىشده و اجازه نمىداده است كه اين نظام در برخى ابعاد به سوى تكامل مورد نظر خود شتاب گيرد.
از آنجا كه عصر امام حسن عسكرى عليه السلام به تحكيم اين رهبرى (مرجعيّت) ويژگى مىيابد و نيز به خاطر آنكه اين رهبرى تا كنون عهده دار امور دنيوى و اخروى شيعيان بوده است، مناسبت دارد در همين جا اندكى از واقعيت مرجعيّت و ابعاد آن سخن بگوييم:
اوّلًا: از آنجا كه مرجعيّت، نظامى الهى است و نيروى اجرائى اوامر آن از فطرت انسان و وجدان و روح تقوا در درون او سرچشمه مىگيرد، اين نظام مىتواند با ساير احكام شرعى كه آنها هم با روح تقوا به اجرا در مىآيند، منسجم و هماهنگ باشد.