زندگانى حضرت امام حسن عسكرى(ع) - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٦١ - ب- مرجعيّت خردمندانه دينى
ابن خلدون آن را عصبيّت مىنامد و آن را سبب فرمانروايى و محور مدنيّت مىداند، از ارزشهاى مادى نشأت مىگيرد و به ستيز و خونريزى وامىدارد و به هيچ وجه با احكام الهى كه داراى ارزشهاى انسانى پاك از شايبههاى شرك و حقد و تحزب است، مناسبت ندارد.
از همين روست كه خداوند سبحان مىفرمايد:
(وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَأُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ) [١]
«از پيامبر و صاحبان امر از ميان خودتان پيروى كنيد.»
بدين سان طاعت اولى الأمر، در راستاى طاعت خدا و رسول جاى دارد و حتّى تبلورى از آن دو، و وسيلهاى براى رسيدن به آن دو است. بنابر اين اطاعت خدا و پيامبرش بدون اطاعت از اين رهبرى كه خداوند بدان فرمان داده، چگونه امكان پذير خواهد بود؟!
ثانياً: از آنجا كه اساس مرجعيّت، تقواست نه قومگرايى بنابر اين، اين كيان از مرزهاى اقليم و نژاد و زبان و ديگر تمايزات مادّى كه ميان مردم جدايى مىاندازد، پا فراتر مىنهد و جامعه اسلامى پاكيزهاى پديد مىآيد كه بر اساس طاعت از امام بر حقّ (ولّى امر مسلمانان) بنيان گرفته و پلى است ميان امتهاى ديگر و وسيلهاى است براى نزديك شدن آنها با يكديگر و محورى است براى آنكه به گرد آن فراهم آيند و در نتيجه مؤمنان به شريعت، موانع نژادى ومنطقهاى ومصالح شخصى را پشت سر گذارند. و بر مردم به حق، گواه باشند و در ميان آنها به اجراى قسط
[١] - سوره نساء، آيه ٥٩.