زندگانى رئيس مذهب تشيع حضرت جعفر بن محمد(ع) - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٢٣ - دانشگاه بزرگ
پاسخ مىگفت. كافرانى كه آنجا حضور داشتند از ابن ابى العوجاء در خواست كردند كه در محضر امام گستاخى كرده سؤالى بپرسد كه وى را در ميان اطرافيانش رسوا سازد.
ابن ابى العوجاء در خواست آنان را پذيرفت. پس از آنكه مردم از گرد امام صادق عليه السلام پراكنده شدند، ابن ابى العوجاء نزد آنحضرت رفت و گفت: اى ابو عبد اللَّه! مجلسها اماناتند [١] و هر كه را سُرفه گريبا نگير شود نا گزير از سرفه كردن است. آيا به من اجازه پرسش مىدهى؟ امام فرمود: هر چه مىخواهى بپرس.
ابن ابى العوجاء پرسيد: چقدر مىخواهى اين خرمن را لگدمال كنيد و به اين سنگ پناه آريد و اين خانه، بر افراشته بر سنگ وكلوخ را بپرستيد و گرداگردش چونان شتر هروله كنيد؟! اينجا كسانى هستند كه در اين باره مىانديشند واين كارها را كردار فردى بى خرد و بى بصيرت مىدانند. پاسخم گوى كه تو رأس اين امر (دين) وبزرگ آن هستى.
امام صادق در پاسخ او فرمود:
«راستى هر كه را خداوند گمراه و دلش را كور كند، حقّ را نا ديده انگارد و به جستجوى آن بر نخيزد و شيطان دوست و صاحب او مىشود و او را به وادى هلاكت مىافكند و بيرونش نمىبرد. اين خانهاى است كه خداوند بدان آفريدگانش را به بندگى گرفت تا با آمدن به سوى آن
[١] - «ان المجالس أمانات»، اعراب اين عبارت را وقتى كه مىخواهند چيزى بگويند كهاز مردم پنهان بماند، به كار مىبرند. (مؤلف)