زندگانى رئيس مذهب تشيع حضرت جعفر بن محمد(ع) - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٢٥ - دانشگاه بزرگ

همراهانش به او گفتند: خاموش باش! به خدا سوگند كه تو با سر درگمى و لب فرو بستن خويش، ما را رسوا ساختى و ما امروز هيچ كس را در محضر جعفر صادق از تو حقير تر نديديم.

ابن ابى العوجاء گفت: آيا به من چنين مى‌گويد؟ او [امام صادق عليه السلام‌] فرزند كسى است كه سرهاى همه اينان را كه مى‌بينيد (با دست به كسانى كه در مسجد الحرام بودند اشاره كرد) تراشيد. [يعنى آنان به فرمان جدّش حج مى‌گذارند].

يك بار ديگر ابن ابى العوجاء نزد امام آمد و از وى در باره حدوث جهان پرسيد. امام به او فرمود:

«هيچ كوچك وبزرگى نيافتم مگر آنكه چون بدان پيوست، بزرگ شد و اين خود انتقال از حالت نخست است و اگر جهان قديم مى‌بود نه از بين مى‌رفت و نه دگرگون مى‌شد، زيرا چيزى كه از بين مى‌رود و يا دگرگون مى‌شود رواست كه وجود و يا بطلان هم بپذيرد. بنابر اين با وجودش پس از عدم، داخل در حدث مى‌شود و با بودنش در ازل در قدم نيز داخل مى‌شود در حالى كه صفت حدوث و قدم در يك شى‌ء جمع نمى‌شود».

ابن ابى العوجاء گفت: دانش خود را در اين دو حالت و دو زمان بنابر دلايلى كه براى اثبات حدوث جهان ذكر كرديد، به كار گيريد و بگوييد اگر اشياء بر همان كوچكى خود باقى مى‌ماندند، چطور مى‌توانستيد بر حدوث جهان استدلال كنيد؟

امام صادق عليه السلام فرمود: