زندگانى رئيس مذهب تشيع حضرت جعفر بن محمد(ع) - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٤١ - موضع امام صادق
عهده دار شد، فضايى صالح و آماده براى انقلاب خلق كرد. از اين رو طبيعى بود كه دستگاه حاكم اجازه ندهد كه آنحضرت به آرامى نقشه خود را عملى سازد و راهى را كه مىخواهد طى كند. اگر چه وى هيچ گاه مستقيماً با دستگاه حكومت به معارضه بر نمىخواست، زيرا قطع روابط امام با عبّاسيان هشدارى بد براى آنان و برانگيزنده خشم سرشار و زور و قهر شديد آنان بر وى بود.
يك بار منصور از امام صادق خواست تا همچون ائمه جور، با او هم ركاب شود. وى به امام پيغام داد: چرا همچون ديگر مردمان دور و بر ما را نمىگيرى؟ امام صادق به او پاسخ داد:
«ما چيزى نداريم كه به خاطر آن از تو بترسيم و چيزى نزد تو نيست كه ما را تمنّاى آن باشد و تو نه در نعمتى هستى كه تو را به خاطر آن تهنيت گوييم و نه در مصيبتى كه به خاطر آن تو را تسليّت دهيم. پس ما نزد تو به چه كار آييم؟».
منصور به امام نوشت: با ما همراه شو تا نصيحتمان گويى.
حضرت به او پاسخ داد:
«هر كه دنيا را خواهد تو را نصيحت نمىگويد و هر كه آخرت را خواهد با تو مصاحبت نمىجويد».
منصور با خواندن اين پاسخ گفت: به خدا سوگند او تفاوت منازل دنيا خواهان و آخرت جويان را در نزد من بخوبى آشكار ساخت.
اكنون كه از توضيح خطوط گسترده سياست امام صادق در بر خورد با