زندگانى رئيس مذهب تشيع حضرت جعفر بن محمد(ع) - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٢١ - دانشگاه بزرگ

فاصله بسيار. معتزله و ديگر فرقه‌هايى كه بديشان نزديك بودند، جاى داشتند.

بنا به طبيعت وضع اجتماعى موجود در آن روزگار كه مرتد بد حال تر از كافر اصيل قلمداد مى‌شد، آنان مجبور به استتار بودند. اگر چه مرتدان در همان هنگام جزو اقليّت به شمار مى‌آمدند، امّا انديشه‌هايشان را از آبشخور فلسفه يونان، سيراب مى‌كردند.

اعراب تا آن روزگار با انديشه‌هاى يونانى هيچ آشنايى نداشتند، آشنايى آنان هنگامى آغاز شد كه نهضت ترجمه در عصر امام صادق عليه السلام و پس از آن صورت پذيرفت.

از اين رو تنها شمار اندكى از مسلمانان كه تمام ابعاد فلسفه نظرى اسلام را درك كرده و به وجوه تفاوت ميان آنها و ديگر تئوريها پى برده بودند، مى‌توانستند با اقامه دليل و برهان اصول فكرى اسلام را اثبات كنند و اصول و تئوريهاى ديگر مكاتب را در هم بكوبند.

اين عده اندك با كسانى بر خورد مى‌كردند كه معلومات آنها بر مجموعه‌اى از احاديثى كه از ابو هريره و امثال او روايت شده بود محدود بود و اصلًا به تناقضات فراوانى كه در آنها به چشم مى‌خورد، توجه نشان نمى دادند. اينان خود را بر حقّ گمان مى‌كردند و مى‌پنداشتند كه از توانايى كافى براى اثبات ادعاهاى تو خالى و بى اساس خود بهره مندند. از اين رو مى‌بينيم كه هر كدام از آنها حزبى راه مى‌اندازد و مردم را پنهانى به خود فرا مى‌خواند.