زندگانى كريم اهل بيت حضرت حسن بن على(ع) - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٣٦ - دوران امامت

داد خود از آنان فرمان دادند، آنان از ما كناره گيرى كردند. وبا يارى يكديگر، بر ستم كردن و خوار شمردن ما ايستادگى كردند. پس ديدار در پيشگاه خدا كه او راهبر و ياريگر است.

آنگاه امام عليه السلام در ادامه اين نامه افزود:

اى معاويه امروز از اين كه بر گرده كارى كه براى احراز آن شايستگى ندارى، پريده‌اى باعث تعجّب وشگفتى است. براى تو نه فضلى در دين است و نه اثرى پسنديده در اسلام. زاده دشمن‌ترين قريش با رسول‌خدا وقرآنى. خدا تو را ناكام گذارد. به زودى باز گردانده شوى و خواهى دانست كه سراى آخرت ازآنِ چه كسى است. به خدا ديرى نخواهد پاييد كه پروردگارت جانت را بگيرد و آنگاه بدانچه دستهايت پيش فرستاده‌اند تو را جزا دهد و خداوند خود در حقّ بندگانش ستم نمى‌كند ...

ونيز نوشت: انگيزه‌اى كه سبب شد تا من اين نامه را بنويسم همانا عذرهايى بود كه من درباره تو ميان خود و خدايم عز و جل داشتم. پس اگر تو تسليم شوى از حظّى وافر برخوردار گردى و كار مسلمانان به صلاح مى‌انجامد. پس اين همه به راه باطل خويش ادامه مده و همچون ديگر مردم با من بيعت كن. تو خود نيك مى‌دانى كه در نزد خداوند و نزد هر بنده توبه كننده و پرهيزكار و نيز در نزد هر كس كه دلى زارى كننده به درگاه حقّ دارد، من از تو به اين امر (خلافت) سزاوارترم.

پس از خداى بترس و عصيان و سركشى را فرو گذار و خون مسلمانان را پاس دار. به خدا سوگند هيچ نفعى براى تو ندارد كه خون آنان را بيش از اين بريزى و آنگاه خداى را ديدار كنى. به صلح و طاعت روى كن و در اين‌