زندگانى كريم اهل بيت حضرت حسن بن على(ع) - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ١٥ - تربيت

برد. يكى از آنانرا بر پاى راست و ديگرى را بر پاى چپ خود نشانيد و پيوسته مى‌گفت:

«خدا و پيامبرش راست گفته‌اند كه اموال و اولاد شما فتنه هستند. من به اين دو طفل نگريستم كه راه مى‌رفتند، و مى‌لغزيدند، نتوانستم درنگ كنم تا آنكه سخنم را نيمه تمام رها كردم و آنها را بر فراز منبر آوردم».

حتّى آن‌حضرت، حسن و حسين را در يكى از سفرهاى كوتاهش با خود همراه برد. وى آن دو را بر روى استرى كه جلو يا پشت آن‌حضرت حركت مى‌كرد نشانيد. حضرت اين كار را كرد تا اگر به ديدن آن دو اشتياق پيدا كرد آنان را ببيند يا اگر آنان هواى ديدن آن‌حضرت را كردند، بتوانند وى را ببينند. همچنين پيامبر صلى الله عليه و آله در هر مناسبتى از اين دو تمجيد مى‌كرد و بزرگوارى و كرامت آنان را به همگان اعلان مى‌داشت. در روز مباهله نيز پيامبر اين دو و پدر و مادر آنان را برگزيد كه از تابش برهان آنان اسقفها مدهوش و متحيّر ماندند [١]».

روزى رسول خدا به خانه فاطمه رفت و بنابر عادت خود سه بار سلام گفت، امّا جوابى نشنيد. آن‌حضرت به طرف حياط خانه بازگشت و در بين گروهى از يارانش نشست. سپس امام حسن آمد و بر پشت پدر بزرگش جَست. پيامبر او را محكم گرفت و سپس دهانش را بوسيد و در حالى كه مى‌گفت: حسن از من و حسين از على است به راه افتاد.

مردم، بسيارى از اوقات از اين كردار پيامبر در شگفت مى‌شدند. و از


[١] - الحسن بن على، ص ٢١.